انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٢
دلايل خارجى و داخلى، در هنگام انقلاب از وضعيت مطلوب اقتصادى برخوردار نبودند.
بحران اقتصادى در هر چهار كشور در سالهاى انقلاب و حتى سالهاى قبل از آن به وجود آمده و زمينه تحولات سياسى و اجتماعى فراهم شده بود و فقط نياز به جرقهاى داشت.
در ايران قبل از انقلاب برخلاف كشورهاى فوق نهتنها از نظر اقتصادى بحران و وخامتِ جدى اقتصادى كه غير قابل كنترل رژيم حاكم باشد وجود نداشت بلكه در طول دوره چند ساله قبل از انقلاب به علت افزايش ناگهانى و سريع قيمت نفت، تواناييها و قدرت اقتصادى رژيم شاه به سرعت افزايش پيدا كرده بود. همه شاخصههاى اقتصادى در ايران در هنگام وقوع مرحله جديد انقلاب مانند درآمد ساليانه دولت، رشد اقتصادى، توليد ناخالص ملى و درآمد سرانه افزايش يافته و به چند برابر رسيده بودند. از اين رو، خيال رژيم شاه از اين جهت راحت بود و كارشناسان اقتصادى و سياسى هيچ گونه حادثه غير مترقبهاى را پيش بينى نكرده بودند. و حتى كارتر در سفر خود به ايران آن را جزيره ثبات منطقه خوانده بود. «١» محمد رضا پهلوى در طى اين سالها با تكيه بر افزايش قيمت نفت و افزايش ميزان توليد آن، نه تنها مقدار مالياتها را افزايش نداده بود، بلكه مقدار زيادى از مالياتهاى صنايع و حقوق كارمندان دولت را كاهش داده و بر حقوق كارگران و كارمندان افزوده بود.
حتى مالياتهاى حقوق نظاميان به طور كلى بخشوده شده بود. در راستاى اين سياست، رژيم وابسته پهلوى براى تداوم و بقاى خود، كالاهاى مصرفى و لوكس خارجى را با پرداخت يارانه فراوان در اختيار مردم قرار مىداد. اين سياستها هر چند در دراز مدت آثار سوئى داشته و باعث ايجاد وابستگى به بيگانگان مىشد، اما درآن زمان مردم فكر مىكردند كه در رفاه به سر مىبرند. «٢» چنين وضعى مىتوانست مانع تحولات اجتماعى و سياسى شود.
نتيجه اين كه رژيم پهلوى قبل از انقلاب بر خلاف كشورهاى فرانسه و روسيه و چين و الجزاير نه تنها در شرايط بحران اقتصادى به سر نمىبرد، بلكه در مقايسه با آنها از شرايط اقتصادى مطلوبى برخوردار بود و حتى خود تبديل به يك كشور وام دهنده به كشورهاى غربى مانند فرانسه و انگلستان درآمده بود. بنابر اين شرايط اقتصادى ايران در قبل از انقلاب، زمينهساز حركتهاى انقلابى نبود.