انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
٤- خستگى نيروهاى انقلابى ادامه انقلاب اسلامى تا رسيدن به كليه اهدافش، يك اصل است كه هيچ گاه نبايد از ذهن و فكر انقلابيون دور شود و افراد انقلابى بايد بدون احساس خستگى و با نشاط كامل، براى رسيدن به اهداف اصلى انقلاب تلاش نمايند و رسيدن به بعضى از اهداف اوليه مانند حكومت، آنان را از اهداف اصلى، باز ندارد.
در هر حال سست شدن مردم ازادامه راه انقلاب، يكى از آفات مهم انقلاب است كه ممكن است به دلايل متعددى از جمله، رفاه طلبى و يا با برخورد مشكلاتِ ادامه راه حاصل شود.
امام خمينى (ره) درباره نقش مردم در انقلاب مىفرمايد:
تا وقتى حكومت ما بتواند اين حالت مردمى خودش را حفظ كند و مسؤولين همانطور كه در حال حاضر در اغلب موارد مشاهده مىشود، مردمى باشند، از حمايت مردم برخوردارند و با پشتيبانى مردم هيچ آسيبى به انقلاب نمىرسد. «١» اكثر نهضتهاى صدساله اخير بخاطر همين نقيصهها به ثمر نرسيدهاند. براى مثال پس از پيروزى نهضت مشروطيت و كنار رفتن رهبران نهضت و به تبعيت از آنها مردم، نهضت به شكست انجاميد. در انقلاب عراق نيز همين ماجرا تكرار شد، در نهضت ملى شدن نفت نيز پس از كنار رفتن رهبران مذهبى، نهضت از درون متلاشى شد چرا كه مردم در عمل حاضر نبودند جانشان را فدا كنند در حالى كه به خواستهايشان نرسند.
بنابر اين، نهضت قبل از شكست ظاهرى از درون متلاشى شده بود و پشتيبانى مردمى خود را از دست داده بود و به همين جهت با اندك پول و تهاجمى به شكست انجاميد. و استبداد ٢٥ ساله بر ايران حاكم شد و به همين نيز اكتفا نگرديد، بلكه ايران را مجبور كردند غرامت بسيار سنگينى بطور غير مستقيم به انگليس و ديگركشورهاى استعمارگر بپردازد. «٢»