انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧١
مهم بعد از آن را شكل دادند.» بدين لحاظ ادعاى غربيها مبنى بر اين كه، انقلاب فرانسه را به عنوان يك انقلاب مردمى و سراسرى و با شركت اقشار مردم آن كشور محسوب است، نمىتوان قبول كرد. هرچند به لحاظ اين كه اولين نوع انقلاب اجتماعى است درخور و شايان توجه فراوان است.
ب- روسيه جامعه روسيه در طول دوران تزارى به عنوان يك كشور كشاورزى و فئودالى شناخته شده بود كه اكثريت مردم آن در روستاهاى دور و پراكنده كشور وسيعشان تحت سلطه فئودالها مشغول كار كشاورزى بودند و تنها عده معدودى در شهرها زندگى مىكردند. اما از اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيستم، اين كشور تحت تأثير پيشرفتهاى صنعتى سريع اروپا قرار گرفته، كم كم با استفاده از سرمايههاى خارجى رشد صنعتى آن آغاز شد. با آغاز كار صنايع مختلف در شهرهاى روسيه، عدهاى از دهقانان، روستاها را ترك كرده، در كارخانجات صنعتى مشغول كار شدند. تجمع كشاورزان ناراضى از سيستم فئودالى كشور در كارخانهها و تشكيل يك طبقه جديد به نام كارگران صنعتى (پرولتر)، زمينه لازم را براى مبارزه عليه رژيم تزاريسم در آن كشور فراهم كرد كه از جمله آنها، شورش كارگران در سال ١٩٠٥ م بود كه منجر به تسليم رژيم تزار در مقابل بعضى از درخواستهاى آنها بود. «٢» در سالهاى قبل از انقلاب بر تعداد كارگران روسيه افزوده شده بود و به حدود سه ميليون نفر رسيده بود. اما اين تعداد نسبت به جمعيت ١٢٢ ميليون نفرى آن روز روسيه، هنوز ناچيز بود. شروع انقلاب در سال ١٩١٧ م با اعتصابها و راهپيمايىهاى كارگران شهر «سن پترزبورگ» آغاز شد و با پيوستن عده كمى از گروههاى ديگر به پيروزى رسيد. يعنى درصد كمى از كارگران در انقلاب شركت كردند نه همه آنان. ساير شهرها و گروههاى ديگر نقش چندانى در آن نداشتند. پس با توجه به چگونگى شكل گيرى و پيروزى، انقلاب روسيه