انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣
رغم اصرار امام مبنى بر ادامه جنگ، سپاه آن حضرت دست از مبارزه كشيد. پس از اينكه حكميت نتيجه مطلوب نداد همين مقدس نماها رو در روى امام ايستادند و جنگ نهروان را برپا كردند سرانجام هم امام بدست يكى از همين خوارج كشته شد.
نمونه ديگر مقدس نمايى در نهضت مشروطه آن هم با تكفير و منزوىكردن شهيد شيخ فضل الله نورى و در نهايت صدور حكم اعدام ايشان بود كه زمينه ورود دوباره استعمار به كشور شد. و خونهايى كه براى برپايى مشروطه ريخته شده بود به هدر رفت.
همزمان با شروع نهضت امام (ره) در سال ١٣٤١ و مبارزه ايشان عليه رژيم ستمشاهى، متحجرين و مقدس مآبها سد راه امام شدند و براى نهضت مشكلات فراوانى درست كردند. امام خمينى (ره) مبارزه با اينها را هزار بار سختتر از مبارزه با رژيم مىدانستند.
در ١٥ خرداد ٤٢ مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر تنها اين بود مقابله را آسان مىنمود بلكه علاوه بر آن از داخل جبهه خودى گلوله حيله و مقدس مآبى و تحجر بود. گلوله زخم زبان و نفاق و دورويى بود كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان را مىسوخت و مىدريد. «١» پس از پيروزى انقلاب و استقرار نظام مقدس اسلامى نيز اين نوع از افراد به مبارزه با نظام اسلامى برخاستند. برخى به كفار و ملحدين و ضد انقلاب پيوستند. برخى در كشور ماندند و سعى كردند به هر وسيله مشروعيت نظام را زير سؤال برده و خوراك تبليغاتى براى رسانههاى گروهى بيگانگان تهيه كنند. امام خمينى (ره) در پايان عمر مباركشان گوشهاى از خيانتهاى آنها نسبت به اسلام را بازگو مىكرد و فرمودند:
خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختىهاى ديگران نخورده است و آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است از هيچ قشر ديگرى نخورده است. «٢»