انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٥
يكديگر «تروتسكى» را كنار زده پس از آن شروع به رقابت با هم و حذف يكديگر كردند.
از ميان اين سه نفر، استالين از بقيه خشنتر و جاهطلبتر بود و به دليل همين خصوصيات سرانجام موفق شد همه رهبران حزب را كه احساس مىكرد سد راهش هستند، كنار بزند و در سال ١٩٢٧ م قدرت را به طور كامل به دست گيرد. انقلاب روسيه از اين تاريخ به مدت ٢٥ سال تحت حكومت ديكتاتورى خشن استالين بود. او در اين مدت مرتكب جنايتها و قتلعامهاى فجيعى شد «١» امّا توانست با اتكا به حكومت مستبد خود، شوروى را به پيشرفتهايى در زمينه صنعت برساند. به همين علت، آن كشور پس از جنگ جهانى دوم تبديل به يك ابرقدرت در مقابل آمريكا شد. پس از مرگ استالين رهبران ديگر شوروى مقدارى از سياستهاى او را تعديل كردند، ولى تا اواخر دهه ١٩٨٠ م جنگ سرد بين آن كشور و آمريكا با فراز و نشيبهايى ادامه داشت. تا اين كه در سال ١٩٩٠ ميلادى، كشور اتّحاد شوروى فروپاشيد و پانزده كشور مستقل از بقاياى آن تشكيل شدند. ولى روسيه به صورت رسمى جانشين شوروى سابق شد.
انقلاب چين الف- حاكميت گروههاى انقلابى در چين برخلاف كشورهاى فرانسه و روسيه پس از پيروزى انقلاب، انقلابيون واقعى يا راديكالها كه همان كمونيستها به رهبرى مائو بودند قدرت را به دست گرفتند. علت اين كه ليبرالها در اين كشور نتوانستند قدرت را به دست گيرند اين بود كه انقلاب عليه خود آنها و حكومتشان بود. ملّىگرايان چين به رهبرى «سون يات سن» و «چيان كاى چك» كه گرايشهاى ليبرالى داشتند پس از انقلاب ١٩١١ ميلادى قدرت را به دست گرفتند. آنها هر چند توانستند اصلاحات محدودى از قبيل صنعتى كردن كشور، حمل و نقل، ارتباطات، آموزش و رفاه عمومى انجام دهند، ولى همين اصلاحات جزئى و اندك هم بيشتر در شهرها صورت گرفت كه فقط اندكى از جمعيّت چين در آنها زندگى مىكرد و نه