انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٣
سلطنتى منچو را از قدرت به زير كشيده، رژيم جمهورى در آن كشور برقرار نمودند. «١» پس از استقرار نظام جمهورى در آن كشور كه حمايت و مشروعيت مردمى را نيز به همراه داشت، مردم چين انتظار بهبود اوضاع كشور از جمله بهبود مديريت سياسى كشورشان را داشتند. اما با تحولاتى كه در اداره امور كشور پس از «سون ياتسن» پيش آمد و منجر به روى كار آمدن شخص ديگرى به نام «چيان كاى چك» شد؛ وى نه تنهانتوانست انتظارات مردم را برآورده كند، بلكه درزمان او كشور دچار مشكلات زيادى از جمله سوء مديريت و بحران مشروعيت مردمى شد. جنبشها و اعتصابهاى كارگرى و دهقانى به رهبرى كمونيستها، شكست در جنگ با ژاپن، اشغال كشور درجنگ جهانى دوم و دخالت بيگانگان و جنگهاى داخلى و ... همه دست به دست هم داده تا حكومت ملى گرايان در چين از نظر حمايت مردم دچار مشكل شود؛ زيرا فساد مقامهاى دولتى دوباره رونق گرفته، مالياتها افزايش يافته، باج گيرى و چپاول مردم، غارت، دزدى و ارتشاء به دليل نابسامانى اوضاع سياسى و ا جتماعى بار ديگر سايه خود را بر سرمردم چين افكنده بود. از طرف ديگر، ركود اقتصاد و كشاورزى داخلى، اخراج كارگران، تورم بىسابقه، كاهش حقوق كارمندان و كارگران و ... سبب شد كه نظام سياسى «چيان كاى چك» همانند خاندان منچو مقبوليت خود را نزد مردم چين از دست بدهد و حمايت آنها از دولت هرچه بيشتر كاهش يابد. «٢» طبيعى بود كه چنين اوضاع نامناسب اجتماعى و سياسى، مورد استفاده كمونيستها كه از ابر قدرت شرق (شوروى سابق) حمايت مىشدند قرار گيرد و آنها موفق شدند، دومين انقلاب بزرگ كمونيستى جهان در قرن بيستم را در پر جمعيتترين كشور جهان به پيروزى برسانند.
د- الجزاير با بررسى وضعيت اجتماعى فرانسه در اواسط قرن بيستم ملاحظه مىكنيم كه جامعه آن كشور از لحاظ مديريت سياسى دچار مشكل بوده است. روشن است كه ضعف مديريتى و سياسى در آن كشور به مستعمرات آن هم سرايت كرده، آنها را دچار مشكل