انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٦
حكومت اسلامى ايجاد كرد و حتّى خود را امير مؤمنان ناميد. اما اين تشكيلات دوام چندانى نياورد و به وسيله فرانسويها برچيده شد. «١» مقارن سالهاى ١٩٣٧ م، ايدئولوژى ناسيوناليسم صحنه گردان مبارزات الجزايريان بود كه به وسيله «مسالى حاج» تبليغ مىشد. «٢» اما هنگامى كه جبهه آزاديبخش ملّى در تابستان ١٩٦٢ م بار سنگين جامعه استقلاليافته الجزاير را بر دوش خود حس كرد، هيچگونه طرح و برنامهاى براى ساختن جامعه جديد در دست نداشت. «٣» بحرانى كه پس از حصول استقلال در آن كشور دامنگير جامعه الجزاير شد، بيش از هر چيزى از فقدان ايدئولوژى انقلابى و خلأ فكرى نهضت الجزاير حكايت مىكرد. تنها عنصرى كه نقش ملات و به هم پيوستن رهبران نهضت را بازى مىكرد و آنان را گرد هم آورد، انديشه ضد استعمارى بود كه در واقع تنها عامل همبستگى مردم آن كشور هم محسوب مىگرديد. خلأ ايدئولوژيك بويژه عدم توجّه رهبران و ملت مسلمان كشور الجزاير به اسلام اصيل، موجب ديرپا شدن سيطره استعمار و بحران بىهويتى براى مدت طولانى در آن كشور شد. «٤» اين در حالى بود كه مردم و رهبران آن كشور مىتوانستند با توجّه به دين اسلام كه در بين اكثريت مردم آن كشور رواج داشت به عنوان تنها ايدئولوژى انقلابى مبارزات مردم به نحوه مطلوبتر سازماندهى كرده، به پيروزى برسانند و پس از پيروزى هم با تكيه بر اسلام نمونه يك جامعه اسلامى يكپارچه ارائه دهند تا دچار بحرانى ديگر كه امروزه دامنگير جامعه اسلامى الجزاير شده نشوند.
انقلاب ايران الف- رهبرى:
رهبرى در انقلاب اسلامى برخلاف فرانسه، روسيه و الجزاير واحد و منحصر به فرد بود و هر سه نقش را در انقلاب ايفا نمود. امام خمينى (ره) از سال