انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٣
سرانجام در سال ١٧٩٣ م با اعدام لوئى شانزدهم منجر به حكومت جمهورى در آن كشور شد. بعد از تشكيل جمهورى هم، كشور آرامش پيدا نكرد و رهبران انقلاب هر كدام زمانى چند قدرت را در دست داشتند و اقدام به اعدام و نابودى همكاران خود نمودند. به طورى كه يك دهه پس از انقلاب، بيشتر رهبران انقلاب به وسيله «گيوتين» يا ساير وسايل نابود شدند. طى اين سالها، هرج و مرج شديدى در فرانسه حاكم بود تا اين كه سرانجام در سال ١٧٩٩ م «ناپلئون بناپارت» به قدرت رسيد و ديكتاتورى فزايندهاى را در آن كشور حاكم كرده، باعث جنگها و خونريزيهاى زيادى در اروپا شد. «١» انقلاب روسيه الف- حاكميت ليبرالها همانطورى كه گذشت، انقلاب روسيه در دو مرحله صورت گرفت. بعد از پيروزى در مرحله اوّل و برچيده شدن بساط استبداد تزارها، چون گروههاى ماركسيستى چندان نقشى در آن نداشتند، ليبرالها (و به قول ماركسيستها، بورژواها) با كمك مجلس «دوما» به رياست يك شاهزاده به نام «لووف» به قدرت رسيدند. وى نيز از ميان منشويكها كه در آن زمان نسبت به بلشويكها ميانهروتر بودند، شخصى به نام «كُرنسكى» را به نخستوزيرى انتخاب نمود. «٢» اگر چه ميانهروها و ليبرالها طى چند ماه حاكميت خود در روسيه دست به يك سرى اقدامهايى از جمله عفو مجرمين سياسى و مذهبى، آزادى گفتار، مطبوعات و اجتماع، شناسايى حق اعتصاب و عضويت در سنديكاها و ... زدند. «٣» و اين مسأله زمينه را براى به قدرت رسيدن راديكالها (بلشويكها) فراهم كرد اما آنها در فكر يك تحوّل بنيادين، ريشهاى و همهجانبه در نظام سياسى، اجتماعى، اقتصادى و ... روسيه نبودند و فقط