انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١
نيروى مولد اين كشور محسوب مىگرديدند، مجبور به مهاجرت به فرانسه شدند. در طول سالهاى استعمار فرانسه بر الجزاير، تفاوت بين فقر و رفاه در ميان بوميان و فرانسويها چشمگير بود؛ چرا كه فرانسويان در ناز و نعمت به سر مىبردند اما بوميان الجزاير در كشور خود در فقر و بيچارگى فلاكتبار زندگى مىكردند. «١» وقوع دو جنگ فاجعهآميز جهانى و شركت مستقيم فرانسه در آنها موجب افول قدرت اقتصادى اين كشور گرديد و ضربههاى مؤثرى بر پيكر اقتصاد آن وارد ساخت. «٢» از سال ١٩٢٩ م. بحران بزرگ اقتصادى دامنگير اروپا شد و اقتصاد فرانسه از اثرات مُخرّب آن در امان نماند. از سال ١٩٣٣ م. به بعد اقتصاد فرانسه با روندى ثابت و هراسآور رو به افول نهاد و با سقوط ارزش فرانك، تجارت خارجى فرانسه هم سقوط كرد. در سال ١٩٣٥ م. شكست سنگينى بر پيكر صنايع فرانسه وارد شد. «٣» در يك بررسى اجمالى از شرايط اقتصادى الجزاير پيش از انقلاب مىتوان گفت كه اين كشور هم از نظر اقتصادى همانند كشورهاى فرانسه، روسيه و چين در وضع بُحران به سر مىبرد. از اين رو، زمينههاى اقتصادى و اجتماعى براى وقوع بحران و انقلاب در الجزاير فراهم شده بود. از طرف ديگر، فرانسه پس از تحمل ضربههاى زيادى در جنگ دوم و اشغال آن كشور به وسيله نيروهاى هيتلر، فاقد قدرت استعمارى گذشته خود بود. مردم الجزاير كه سالها زير يوغ استعمار آن كشور بودند، همواره در پى فرصت مناسب بوده تا اشغالگران را از سرزمين اسلامى خود بيرون رانند. آنها كه از گذشتههاى دور مبارزه را آغاز كرده بودند، پس از اطلاع از ضعف فرانسه به روند نهضت خود شتاب بيشترى داده و سرانجام با تقديم يك ميليون شهيد، نيروهاى اشغالگر را در سال ١٩٦٢ م. به طور كامل شكست داده، از وطن اسلامى خود بيرون راندند و اين اولين انقلاب ضداستعمارى در يك كشور اسلامى بود.
و- ايران امّا شرايط و اوضاع اقتصادى در ايران هنگام وقوع انقلاب اسلامى چنين وضعيتى نداشت. همان طورى كه گذشت كشورهاى فرانسه، روسيه، چين و الجزاير هر كدام بنا به