انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
«دوتوكويل»، «برينتون» و «ديويس» آن را مطرح كردهاند براساس نظر اين گروه، احتمال بروز انقلاب زمانى بيشتر است كه پس از دورهاى طولانى از رشد اقتصادى- اجتماعى، دورهاى كوتاه از ركود اقتصادى- اجتماعى و برگشت شديد اوضاع بروز كند. به عبارت ديگر وقتى امور از بد به سوى بدتر مىرود انقلاب رخ نمىدهد بلكه برعكس زمانى كه رو به بهتر شدن است احتمال انقلاب بيشتر است. همچنين اگر به مردمى كه يك دوره طولانى از ظلم و خفقان را تحمل كردهاند كمى آزادى داده شود، عليه دولت به پا خاسته زمينههاى ايجاد انقلاب را فراهم مىآورند.
انتقاد وارد بر اين نظريه اين است كه از يك سو داشتن توقعات زياد در همه جوامع منجر به انقلاب نمىگردد و از سوى ديگر، كاهش فشار رژيم سركوبگر نيز وقتى مؤثر است كه توان شورشيان بالا باشد. «١» ز- تئورى سركوب غرايز پارهاى ديگر از نظريهپردازان غربى سركوب كردن غرايز را از علل انقلاب مىدانند.
از ديدگاه اين نظريهپردازان كه «سوروكين» رهبر آنهاست وقتى ارزشهاى مورد قبول جامعه وحدت و يكپارچگى خود را از دست بدهند انقلاب به وجود مىآيد. به نظر او در طول انقلاب در زندگى فردى و اجتماعى تغييراتى وسيع ايجاد مىشود. براى مثال فرد انقلابى كلمات و عبارات جديد به كار مىبرد، نسبت به دارايى جامعه حساسيت نشان مىدهد، نسبت به كار كردن و تهيه نيازهاى جامعه تمايل نشان نمىدهد، سنتها، يادگارهاى تاريخى، عقايد و ... فراموش مىشود و علل فورى و لازمه انقلاب از ديدگاه «سوروكين»، سركوبى غرايز عمده اكثريت جامعه و عدم امكان تأمين حداقل نياز براى ارضاى غرايز است. اين نوع سركوبىهاى عمومى عبارتند از سركوب غريزه غذايى، دارايى، صيانت نفس، آزادى و غريزه اظهار وجود. او معتقد بود انقلاب در پاسخ به سركوب يك يا چند تا از اين غرايز صورت مىگيرد. ولى در عمل در پى سركوب يك غريزه همه غرايز به دنبال آن مىآيند.