انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٩
خلاصه «مشاركت مردمى»، «رهبرى» و «ايدئولوژى»، اركان «قدرت اجتماعى» را تشكيل مىدهند. در اين درس به بررسى «رهبرى» و «ايدئولوژى» در پنج كشور مورد بحث پرداخته شد. «رهبرى» در انقلاب نقش بسيار مهمى دارد و در صورتى كه «مردمى»، «داراى محبوبيت» و «قدرت كافى» باشد، بسيار موفق مىباشد. همچنين «ايدئولوژى» واحد، نقش بسيار مهمى در انسجام و تحّركِ مردم براى انقلاب دارد.
با بررسى انقلاب فرانسه به اين نتيجه مىرسيم كه اين انقلاب فاقد يك رهبر مردمى و مقبول در نزد اقشار مختلف مردم بوده است. همچنين، ايدئولوژى حاكم بر انقلاب، ليبراليسم بود كه حاكميت را از مردم مىدانست.
انقلاب اكتبر روسيه در دو مرحله صورت گرفت: مرحله اول كه مربوط به ماه فوريه بود از يك حركت خودجوش و بدون رهبرى شكل گرفت و در مرحله دوم كه ماه اكتبر بود، هيچ يك از رهبران انقلاب از مقبوليت و مشروعيت مردمى برخوردار نبودند. ايدئولوژى حاكم بر انقلاب روسيه، ماركسيسم بود كه از خصوصيات مهم آن اصالت ماده، اصالت جمع، ديكتاتورى پرولتاريا و ... بود. ماركسيسم براى مردم روسيه يك ايدئولوژى وارداتى بود و در جامعه آن كشور از جايگاه و نفوذ مردمى برخوردار نبود.
انقلاب چين همانند انقلاب اسلامى ايران چه قبل از پيروزى و چه مدتى بعد از پيروزى داراى يك رهبر منحصر به فرد به نام مائو بود كه هر سه مرحله از انقلاب را رهبرى كرد. ايدئولوژى حاكم بر انقلاب چين، ماركسيسم- لنينيسم بود كه از انقلاب روسيه به عاريت گرفته شده بود و براى مردم چين يك ايدئولوژى وارداتى بود.
در انقلاب الجزاير چهره منحصر به فردى كه بتواند انقلاب را به پيروزى برساند، وجود نداشت بلكه اين انقلاب داراى رهبرانى از ط انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان ٢٠٠ ب - به قدرت رسيدن انقلابيون ص : ١٩٩ يفهاى مختلف فكرى بود كه از جمله آنها مسلمانان، ناسيوناليستها و ... بودند. همچنين، اين انقلاب از نظر ايدئولوژى هم داراى چنين شرايطى بود و در آن ايدئولوژيهايى مانند اسلام، ناسيوناليسم و ماركسيسم مدعى هدايت مردم بودند.
انقلاب اسلامى برخلاف انقلابهاى فرانسه، روسيه و الجزاير و به طور نسبى همانند چين داراى يك رهبر منحصر به فرد همانند امام خمينى (ره) بود كه هر سه مرحله از انقلاب را رهبرى كرد.
ايدئولوژى حاكم بر انقلاب اسلامى، اسلام بود كه داراى يك قدمت ١٤٠٠ ساله در ايران بود و امام امت (ره) با توجّه به نفوذ عميق اسلام در ايران، آن را به عنوان يك ايدئولوژى انقلابى و ظلمستيز مطرح كرده، انقلاب را به پيروزى رساند.