انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠
«كمون روستايى» كه مالكيت دسته جمعى دهقانان بر زمين بود، تعلق داشتند. «١» استبداد تزار و نارضايتى دهقانان از يكسو و رشد سريع طبقه كارگر، شكستهاى روسيه در جنگ ١٩٠٥ م با ژاپن و جنگ اول جهانى از آلمان و رشد انديشه روشنفكرى بويژه رشد افكار ماركسيستى از سوى ديگر، همه دست به دست هم داده، زمينههاى لازم را براى انقلاب اكتبر ١٩١٧ م فراهم كردند. «٢» در سال ١٩٠٥ به دنبال شورش كارگران پتروگراد (پايتخت آن زمان روسيه) و كشتار چند نفر از آنها، اين شورش به سراسر روسيه گسترش پيدا كرد ولى با پذيرش بعضى از خواستههاى كارگران از جمله تشكيل مجلس دوما (دوما به معناى محل تفكر است) از سوى نيكلاى دوم و شكاف بين مبارزين و جنگ روسيه با ژاپن در همين سال بهانه به دست تزار داده، وى توانست شورش را سركوب كند. از اين تاريخ تا ١٩١٧، نيكلاى دوم دوباره قدرت را به طور كامل در دست گرفت و به وعدههاى قبلى خود پشت پا زده تا اين كه در ٢٣ فوريه همان سال كه مصادف با روز بين المللى زنان بود، تظاهرات آرامى با دعوت زنان صورت گرفت و چند روز ادامه پيدا كرد. در روز ٢٥ همين ماه بلشويكها كه گروه اكثريت ماركسيستها را تشكيل مىدادند و خود را از قافله عقب مىديدند، اعلام راهپيمايى كردند كه سرانجام منجر به كشته و زندانى شدن چند نفر و استعفاى تزار و تشكيل دولت موقت و ايجاد شوراى كارگران پتروگراد گرديد. اين اولين گام در پيروزى انقلاب روسيه بود.» دولت موقت كه از اشراف و بورژواها تشكيل شده بود، انقلاب را به ثمر رسيده تلقى مىكرد. اين دولت نتوانست خواستههاى شوراى كارگران و طبقات محروم را برآورده كند. به همين دليل يك دولت ائتلافى ديگر با شركت شش تن از سوسياليستها تشكيل شد و آن هم به علت عدم كارآيى جايش رابه يك دولت جديدى به رياست «كرنسكى» داد. بلشويكها به رياست «لنين» كه در اين زمان خواستار به دست گرفتن قدرت توسط