انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠
فرصت طلبها دو نوع هستند: گروهى كه فقط دنبال جاه طلبى و كسب موقعيت هستند و گروهى كه عقيدهاى متضاد با انقلابيون دارند و چون از مواجهه با انقلابيون مأيوس هستند با تغيير ظاهر خود و نفوذ در سيستم سياسى در صدد وارد كردن ضربه از درون آنهم در موقعيت مناسب هستند.
فرصت طلبها با نفوذ خود در درون انقلابها و نهضتها، اثرات شومى را از خود به جا گذاشتند كه به تعدادى از آنها اشاره مىگردد.
پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله كم كم پاى فرصت طلبها به درون نهضت باز شد. طولى نكشيد كه اين گونه افراد جاى شخصيتهاى مؤمن به اسلام و اهداف اسلامى را گرفتند بطورى كه ابوذرها و عمارها به تبعيدگاهها فرستاده شدند يا زير لگدها پايكوب شدند در عوض كعب الاحبارها به مقام مشاورت رسيدند. «١» در نهضت مشروطه شيخ فضل الله نوريها، سردار ملىها، سالار ملىها و ساير قهرمانان، نهضت را به پيروزى رساندند ولى پس از پيروزى فلان الدولهها كه تا ديروز زير پرچم استبداد با انقلابيون مىجنگيدند و طناب به گردن مشروطهخواهان مىانداختند به مقام صدارت عظمى رسيدند و نهضت را به صورت استبداد در آوردند. «٢» نفوذ فرصت طلبها به درون نهضت ملى شدن نفت باعث شد خون شهداى ٣٠ تير و زحمات طاقت فرساى آيت الله كاشانى و مردم ايران با يك كودتاى ساده از بين برود.
دليل اين شكستها اين بود كه اختيار نهضت در دست كسانى بود كه نقشى در نهضت نداشتند. «٣» هرچند امام خمينى (ره) از ابتدا از رخنه و نفوذ فرصت طلبان به داخل نهضت جلوگيرى كردند و در نهايت نيز نگذاشتند آنها اختيار نهضت را در دست بگيرند، ولى با اين حال توانستند ضربات زيادى را به انقلاب وارد كنند. از طرفى با لطايف الحيل