انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٩
و صنعتى به شدت كاهش پيدا كرد و مواد غذايى در شهرها جيرهبندى شد. علاوه بر اينها، مشكلات حمل و نقل، سوء مديريت سياسى، نابسامانى در تهيّه و توزيع كالاها، بحران نان و سوخت، افزايش شديد تورم، كاهش درآمدها، افزايش مالياتهاى جنگى، همه دست به دست داد و زمينههاى لازم براى اعتصاب و شورش كارگران و دهقانان و حتّى شورش نظاميان و در نتيجه انقلاب اكتبر ١٩١٧ م، و سقوط حكومت تزارها را فراهم كرد. «١» ج- چين اقتصاد چين از زمانهاى گذشته وابسته به كشاورزى سنتى آن كشور بود؛ به طورى كه در قرن نوزده، ٣٤ مردم چين در روستاها زندگى مىكردند و ٤٥ درآمد ملّى كشور از طريق كشاورزى به دست مىآمد. بعداز جنگ ترياك و آغاز هجوم سيلآساى بيگانگان به آن كشور، سيستم اقتصاد سنتى آن كشور فرو پاشيد ولى سيستم صنعتى جديدى هم جايگزين آن نشد.
با ورود تُجار خارجى و سرازير شدن كالاهاى بيگانگان به آن كشور، نه تنها صنايع داخلى و كشاورزى چين با ورشكستگى و ركود روبهرو شد بلكه نبض اقتصاد و تجارت كشور به دست بيگانگان افتاد و عده زيادى از كشاورزان و تجار و كسبه آن كشور بيكار شدند. «٢» شكست چين از ژاپن در ١٨٩٥ م. واگذارى چند بندر مهمّ اقتصادى و تجارى آن كشور به ژاپن و پرداخت غرامت و دادن امتيازهاى ديگر به ساير كشورهاى اروپايى «٣» پيروزى ناسيوناليستهاى چين در ١٩١١ به رهبرى «سون يات سِن» و آغاز درگيرى و جنگهاى داخلى ملّىگرايان با كمونيستها از يك سو و اشغال قسمتهاى زيادى از شمال اين كشور به وسيله نظاميان شورشى از سوى ديگر، باعث فقر و بيچارگى مردم چين شده بود. علاوه بر موارد فوق، جنبشها و اعتصابهاى كارگرى و دهقانى و بالاتر از همه، آغاز جنگ جهانى دوم و اشغال بخش مهمى از كشور چين توسط ژاپن، همه دست به دست هم داده بودند تا اقتصاد پرجمعيتترين كشور جهان قبل از انقلاب كمونيستى ١٩٤٩ م. به ركود كامل و نابودى گرايد. طبيعى است كه در چنين مواقعى زمينههاى لازم