انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٥
آفات انقلاب به همين چند مورد ختم نمىشود، بلكه موارد ديگرى مثل اختلاف، تخلف از اوامر رهبر، ابهام در طرحهاى آينده، بازگشت ازمعنويت و ... نيز وجود دارد كه هركدام از آنها به تنهايى يا با همديگر قادرند انقلابى را از درون بپوسانند.
همان گونه كه وحدت عامل پيروزى است اختلاف بين مردم يا مسؤولين باعث دو دستگى و يا چند دستگى شده، سبب شكست انقلاب مىگردد. دشمنان خارجى و ابرقدرتها نيز وقتى به يك كشور حمله مىكنند كه در آن كشور اختلاف باشد.
پيروزى انقلاب مرهون پيروى كامل از اوامر رهبرى است، بنابر اين تخلف از فرمانهاى رهبرى موجب شكست خواهد بود. شكست درجنگ احد نمونه بارز همين عدم تبعيت از اوامر رهبرى بود.
براى مردمى كه مصمم هستند از طريق انقلاب، نظامى را درهم بريزند و نظامى نو جايگزين آن كنند، بايد آينده را روشن كرد. شايسته است رهبرى انقلاب برنامههاى نظامى، سياسى، اقتصادى، شكل حكومت و ... را براى مردم روشن كند و اهداف و آرزوهاى نظام آينده را مشخص نمايد تا انقلابيون در مسيرى مشخص به آن راه رهنمون گردند.
اين مرحله، مربوط به قبل از پاگرفتن انقلاب است كه بحمد الله در انقلاب اسلامى ايران به بهترين نحو اجرا شد. زيرا مردم از سخنان امام (ره)، راه را تشخيص دادهاند و آينده نهضت برايشان كاملًا مشخص و روشن شد.
بازگشت از معنويت نيز از مواردى است كه هر انقلاب و بخصوص انقلابهاى عقيدتى را از درون متلاشى مى كند. تا زمانيكه هدف انقلابيون خدمت به محرومان هست انقلاب به راه خود ادامه مىدهد. ولى اگر رهبران و انقلابيون به فكر دنيا و امور مادى بيفتند و آن حالت معنويت زمان انقلاب از بين برود آن روز بايد منتظر شكست انقلاب بود.