انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٢
تلاقى براى نيروهاى نظامى فرانسه به وجود آورد.
٤- رژيم فرانسه از ١٩٥٨ م تا ١٩٦١ م به طور پيوسته با شورشهاى نظاميان خود در الجزاير مواجه بود و شورش ژنرالهاى مقيم الجزاير عليه حكومت فرانسه، اين رژيم را تهديد مىكرد. «١» با در نظر گرفتن اين شرايط به آسانى مىتوان پى برد كه گرچه ملت الجزاير در طول هشت سال قيام مستمر خود از ١٩٥٤ م تا ١٩٦٢ م، يك ميليون نفر قربانى داد و اين تعداد كشته، نشان از اهميتى بود كه الجزاير براى فرانسه داشت و استعمار به هيچ روى به استقلال الجزاير رضايت نمىداد اما مردم الجزاير مىدانستند كه با ارتشى درگير هستند كه شكستهاى پى در پى آن را از پاى درآورده است. بدين ترتيب، رژيم فرانسه در الجزاير از يك نيروى نظامى منسجم، وفادار و با روحيه برخوردار نبود تا در اوج انقلاب الجزاير، مردم آن كشور را سركوب كند.
ب- حمايت بين المللى:
قيام الجزاير در شرايطى آغاز گرديد كه رژيم فرانسه از نظر موقعيت بين المللى در وضع دشوارى قرار داشت. زيرا از يك طرف، آلمان و ايتاليا (متحدين) پس از تسخير فرانسه به سوى مستعمرات آفريقايى اين كشور در حال پيشروى بودند و الجزاير را تهديد مىكردند و از طرف ديگر، پايان جنگ جهانى دوم نيز سرآغاز موج بيدارى ملل مستعمره و اوج گيرى احساسات ضد استعمارى بود. به طوريكه تايك سال قبل از استقلال الجزاير، حدود پنجاه كشور، بندهاى استعمار را گسسته و آزاد شده بودند. در دهه ١٩٥٠ م، دو حركت ضد استعمارى در منطقه خاورميانه و آفريقا باعث تشديد روند حركت انقلابى مردم الجزاير شد: اول، نهضت ملى شدن نفت در ايران و دوم روى كارآمدن «جمال عبدالناصر» در مصر و ملى كردن كانال سوئز. در صحنه روابط بين الملل هم تحولات به نفع مبارزات ضد استعمارى الجزاير بود؛ چرا كه نظام دو قطبى پس از جنگ و آغاز دوران جنگ سرد بين آمريكا و شوروى باعث شده بود كه هر دو كشور در تدارك جبهه گيرى جديد در تمام مناطق دنيا باشند. از جمله، آمريكا قصد داشت كه تمام مستعمرات انگليس و فرانسه را در تسلط خود درآورد. كه يكى از اين كشورها الجزاير بود. به همين دليل آمريكا ملى گرايان الجزاير را عليه فرانسه مسلح مىكرد تا پس از