انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١
استقلال و آزادى از جمله هدفهاى اصلى انقلاب اسلامى، رسيدن به «استقلال و آزادى» است.
«استقلال»، حالتِ كشورى را گويند كه زمامداران آن به هيچ وجه تابع زمامداران ديگر كشورها نباشند و «آزادى» عبارت است از حقى كه به موجب آن افراد بتوانند استعدادها و توانايىهاى طبيعى و خدادادى خود را به كار اندازند. و اين دو اصل از ابتداى انقلاب در شعارهاى مردم متجلى شد و پس از انقلاب نيز خونهايى به پاى آن دو ريخته شد تا دچار خدشه نشوند.
بنيانگذار جمهورى اسلامى- ره- بدبختى مسلمانان را عدم استقلال كشورهايشان و دخالت اجانب در امور آنها مىدانستند و معتقد بودند كه هر كس با اعمال و كردارش باعث شود كه اين اصل خدشهدار شود، خائن به اسلام و كشور خود است:
در همه حال شعار ما قطع ايادى راست و چپ از كشور است زيرا رشد و استقلال و آزادى با وجود دخالت اجنبى از هر جنس و مسلك و مكتب در هر امرى از امور كشور اعم از سياسى، فرهنگى، اقتصادى و نظامى خواب و خيالى بيش نيست و هر كس در هر مقامى و به هر صورتى اجازه دخالت اجانب را در وطن عزيز ما چه به صراحت و چه به وسيله طرحهايى كه لازمهاش ادامه تسلط اجنبى يا ايجاد تسلط تازهاى باشد بدهد خائن به اسلام و كشور است. «١» قانون اساسى جمهورى اسلامى در اصول متعددى به جايگاه رفيع استقلال و آزادى اشاره دارد. ضمن اينكه در يك اصل جداگانه اين دو موضوع را لازم و ملزوم يكديگر مىداند و اجازه نمىدهد فرد يا گروهى به نام آزادى به استقلال كشور لطمه وارد كند يا برعكس هيچ مقامى به نام حفظ استقلال، آزاديهاى مشروع را سلب كند.
درقانون اساسى آمده است:
در جمهورى اسلامى ايران، آزادى و استقلال و وحدت و تماميت ارضى كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامى حق