انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣
خلاصه هر چند سياستهاى نادرست رژيم پهلوى در مورد ساختارهاى سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى در به وجود آمدن انقلاب نقش داشت ولى اينها علت كافى نبودند بلكه سه عامل مهم شكل دهنده انقلاب، عبارت بودند از اسلام، رهبرى و مردم.
اسلام به عنوان يك مكتب طى قرنهاى متمادى همواره در همه شئون زندگى اين ملت حاكميت داشت و تبليغات گسترده رژيم نتوانسته بود آن را از دل و جان مردم بيرون كند. امام خمينى (ره) با درك صحيح از اسلام و شناخت مشكلات به سرعت موانع موجود را از سر راه برداشته و با ارائه يك تفسير درست از اسلام باعث گرديدند كه مردم گروهگروه به اصل اسلامى خويش بازگشته، انقلاب به آن عظمت را برپا نمايند.
رهبرى به عنوان پيوند دهنده مكتب و مردم نيز يكى از اركان انقلاب اسلامى محسوب مىشود.
امام خمينى (ره) به عنوان مرجع تقليد همراه با مقبوليت عامه و ديدگاه زنده وى از اسلام توانستند بزرگترين انقلاب جهان را رهبرى نمايند و اين به خاطر ويژگيهاى خاص و منحصر به فردى بود كه داشتند؛ از جمله: قيام براى خدا، شناخت اسلام در همه ابعاد، عشق به مردم، شناخت دشمن و آشتىناپذيرى در برابر او و بالاخره پاىبندى به اصل نه شرقى و نه غربى.
مهمترين وجه تمايز انقلاب اسلامى با انقلابهاى ديگر را بايد در حضور گسترده و همه جانبه مردم ايران در انقلاب جستجو كرد. مردم، براى اطاعت از رهبر، هرگونه محروميت، شكنجه و حتى شهادت را پذيرا شدند تا سرانجام توانستند با وحدت كلمه كه بر پايه احساسات قوى مذهبى به وجود آمده بود انقلاب را به پيروزى برسانند و پس از آن نيز با ايثار مال و جان و اهداء عزيزترين عزيزان خود از آن نگهدارى و حراست نمايند كه نمونه بارز آن دفاع هشت ساله در مقابل متجاوزان بعثى بود.