انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
خلاصه از نظر ديدگاههاى غير اسلامى، همه انقلابها به دلايل اقتصادى و مادى شكل مىگيرند و ريشه در بركه محروميت دارند در حالى كه اسلام براى ايجاد يك انقلاب، محروميت را كافى نمىداند.
بينش اسلام راجع به انقلاب را بايد در فلسفه تشكيل حكومت، ويژگيهاى حكومت اسلامى، وظايف حاكم اسلامى و ... بررسى كرد. در مورد ضرورت تشكيل حكومت اسلامى همين بس كه اسلام به عنوان يك دين جاويدان و جهانى به كليه نيازهاى بشر توجه كرده و براى هركدام از اين نيازها، قوانين خاصى تنظيم كرده است و چون قوانين الهى نياز به دستگاه اجرايى دارد، ضرورت تشكيل حكومت اسلامى آشكار مىشود.
حكومت اسلامى داراى ويژگيهايى است كه آن را از ساير حكومتها متمايز مىكند و اين ويژگيها شاملِ امتزاج دين و سياست، پيوند سياست و آخرت، حكومت خدا بر مردم، كرامت و حرمتِ انسان و ...
مىباشد. اخذ ماليات، دريافت خمس و زكات و جزيه، دفاع از حريم دين، قضاوت بين مردم، اجراى حدود الهى و ... از وظايف حاكم اسلامى است. حاكم اسلامى موظف است كليه مشكلات و مسائل اجتماعى مردم را كه در هر زمان و مكانى متغير است حل نمايد. دو ويژگى مهم حاكم اسلامى كه او را از حاكمان غير اسلامى جدا مىكند بينش وسيع و علم كافى به احكام و اصول اسلام و نيز عدالت است.
مردم در حكومت اسلامى نقش والايى دارند چرا كه بدون كمك آنها حكومت اسلامى تشكيل نمىشود به همين جهت اسلام همه افراد جامعه را مسؤول شناخته است و فرد غير مسؤول در حكومت اسلامى وجود ندارد.
از ديدگاههاى اسلام راجع به ضرورت حكومت، ويژگيهاى حكومت و حاكم و ... چنين استنباط مىشود كه بذر انقلاب در تعاليم اسلام موجود است و البته يك انقلاب اسلامى بايد جامع ارزشها و هدفها در قالب اسلامى باشد. از خصوصيات چنين انقلابى روح عدالتخواهى، آزادى، استقلال سياسى، اقتصادى و ... است كه ديگر انقلابها فاقد چنين ويژگيهايى هستند.