انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
فرد حاكم اسلامى است كه در حكومتهاى ديگر وجود ندارد. دلايل اين امر اين گونه بيان شده است:
چون حكومت اسلامى حكومت قانون است براى حاكم لازم است علم به قوانين اسلام داشته باشد. ائمه معصومين عليهم السلام به هنگام اقامه دليل براى امامت خودشان، به همين مطلب استناد كردهاند. بنابراين شخصى كه مىخواهد زمامدارى حكومت اسلامى را به عهده بگيرد بايد از بينش وسيع و علم كافى نسبت به احكام و اصول و مقررات آن مكتب برخوردار باشد.
همچنين حاكم اسلامى بايد عادل باشد؛ يعنى كسى كه قانون الهى را اجرا مىكند و متصدى بيتالمال و ... است بايد عدالت را رعايت كند. به همين دليل گفته شده كه در زمان غيبت هرگونه پيروى از حكام ستمگر حرام بوده و بايد در چنين زمانى كسى به رهبرى برگزيده شود كه در بالاترين درجه از عدالت باشد.
تقوا، سادهزيستى، شجاعت، امانتدارى، موقعشناسى و ... از ديگر شرايط ضرورى براى حاكم اسلامى است. «١» تا بتواند به يارى آنها، عدالت را در جامعه پياده نمايد.
نقش مردم در حكومت اسلامى در طول تاريخ مردم به قدرت خويش آگاهى يافتهاند و راه درست را تشخيص دادهاند، زير بار زور ستمگران نرفتهاند و نقش اساسى و اصلى را در سرنوشت جامعه خود به دست گرفتهاند.
هدف رهبران الهى و پيامبران در طول تاريخ آشنا كردن مردم به وظيفه الهى خودشان بوده و به محض اينكه دعوتشان از سوى مردم مورد پذيرش قرار مىگرفت حكومت عدل را برپا مىكردند. براى مثال زمانى كه مردم در مدينه دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله را لبيك گفتند، پيامبر صلى الله عليه و آله حكومت اسلامى را تشكيل داد، يا زمانى كه بعد از عثمان مردم به دور حضرت على عليه السلام جمع شدند، آن حضرت نيز حكومت اسلامى را بر پا كرد. البته