انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠
اختيارات و وظايف حاكم اسلامى برخى از قوانين اسلام بدون تحقق حكومت اسلامى قابل اجرا نيست و به تعطيلى كشانده مىشوند؛ مانند قوانين مالى، احكام دفاع، احكام حقوقى و جزايى، احكام عبادى و قوانين مالىِ اسلام نه فقط براى برطرف كردن يك سرى احتياجات اوليه و معدودى از افراد نيازمند بلكه براى اداره يك كشور اسلامى وضع شدهاند. اين قوانين كه شامل خمس، زكات، صدقات، وقف، جزيه و ساير مالياتهايى مىشود كه اختيارش با حاكم اسلامى است.
دفاع از حريم دين، تماميت ارضى و استقلال مسلمانان و مقابله با دشمنان اسلام، امكانات بسيار زيادى را مىطلبد كه بدون تشكيل حكومت اسلامى و تجهيز سپاه ممكن نيست.
قضاوت و رفع اختلاف بين طرفين دعوا، اجراى حدود الهى از قبيل حدود، قصاص، ديات، ازدواج و طلاق و ... نيز در زمره امور و شؤون حكومتى امام و ولىّ امر مسلمين است.
يكى ديگر از وظايف حكومت اسلامى اجراى احكام عبادى مردم است. خيلى از مسائل مربوط به نماز، روزه، حج و ... از شؤون حكومت اسلامى مىباشد. بر پا نمودن نماز جمعه، اثبات رؤيت هلال ماه، تعيين روز عيد قربان و ... مربوط به حاكم اسلامى است.
علاوه بر موارد فوق، آيات و روايات متعددى راجع به استقرار خلافت الهى در روى زمين، تشكيل امت واحده، امر به معروف و نهى از منكر، ظلمزدايى، برپايى عدالت اجتماعى، نفى سلطه بيگانه، نشر فرهنگ و معارف اسلامى، تربيت و تأديب مردم به آداب الهى و اخلاق نيكو و ... وجود دارد كه بدون وجود حكومت اسلامى پياده شدن آنها امرى بعيد است.
بنابراين از كيفيت قوانين اسلامى و دلايلى كه براى تشكيل حكومت اسلامى در همه زمانها و مكانها آورده شده است چنين استفاده مىگردد كه اگر قوانين اسلام عمل نشود يا دولت اسلامى تشكيل نگردد يا برخلاف آن عمل شود، مردم آن جامعه حق دارند دست به انقلاب بزنند و اين انقلاب از نظر اسلام مورد تأييد و مشروع است.