انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
درس سوم انقلاب از ديدگاه اسلام تا اينجا به بررسى چند ديدگاه عمده درباره عللِ شكلگيرى انقلاب پرداختيم. در همه اين ديدگاهها، روح حاكم بر اين علل، روح مادى و اقتصادى است؛ به عبارت ديگر، «محروميّت» عاملِ غالب انقلابهاست.
در مقابل نظريههاى فوق، ديدگاهى وجود دارد كه براى وقوع انقلابها، شرايط ديگرى را قائل است و معتقد است انسانها در ذات خود دوقطبى آفريد شده، داراى اراده آزاد و انتخابگر هستند. وقوع جنگها و انقلابهاى آرمانى در طى تاريخ، دليل بر عدم انحصار دلايل انقلاب، در عوامل مادى دارد.
بينش «اسلام» درباره انقلاب را بايد در فلسفه تشكيل حكومت اسلامى، ويژگيهاى آن، شرايط و وظايف حاكم اسلامى، نقش مردم در حكومتها و ... بررسى كرد كه هركدام از مباحث فوق به صورت مختصر و كلى در اين درس بيان خواهد شد.
ضرورت تشكيل حكومت اسلامى اسلام به عنوان يك دين جهانى، كامل و داراى برنامههاى سعادت انسانها، به منظور اجراى قوانين الهى خود و نشر معارف دين نياز به دستگاه اجرايى دارد. اين دستگاه اجرايى در زمان معصوم در اختيار رسول اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام بوده و در زمان غيبت آنها نيز به فقهاى عادل مىرسد. قرآن كريم در اين مورد مىفرمايد:
«يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اطيعُوا اللَّهَ وَ اطيعُوا الرَّسُولَ وَ اولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ ...» «١»