انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣
سامان بخشيد. حرف اصلى او اين بود كه در جامعهاى كه سرمايهدارى در آن توسعه كامل نيافته ولى طبقه كارگر رو به رشدى دارد، در صورت آماده بودن شرايط ديگر، وقوع انقلاب تحت رهبرى پرولتاريا امكانپذير است. البته طبقه پرولتاريا بايد متحدينى داشته باشد كه طبقه دهقانان مناسب چنين اتحادى است. با توجه به اينكه كارگران خود به خود آگاهى انقلابى ندارند بايد حزب پيشتازى باشد تا آگاهى را به آنها آموزش دهند و پس از سقوط رژيم نيز انقلاب را ر انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان ٤٤ نقش مردم در حكومت اسلامى ص : ٤٢ هبرى نمايد. (لنين سازماندهى انقلاب و هدايت آنها به سوى پيروزى را فقط با كمك يك حزب پيشرو امكانپذير مىدانست). افراد حزب مورد اشاره لنين سازمانى كوچك و شامل افرادى انقلابى بودند كه حرفه آنها فعاليت انقلابى بود و به نظر او مردم انقلابى مىتوانند از همه طبقات ديگر جامعه باشند به شرطى كه انقلابيون فقط به پيروزى سوسياليسم بينديشند. بنابراين او حزب را شامل افراد همه طبقات مىدانست و اين با نظر ماركس مخالف بود. مطلب ديگر اينكه لنين برعكس ماركس كه مىگفت انقلاب كمونيستى در كشورهاى صنعتى رخ مىدهد، معتقد بود كه راه رسيدن به اروپا از كشورهاى جهان سوم است و به اين ترتيب لنين جغرافياى انقلاب را به كشورهاى عقبمانده منتقل كرد. «١» ج- مائو نظرات مائو درباره انقلاب نيز همانند نظرات ماركس و لنين است. مائو هم ديكتاتورى پرولتاريا را پذيرفته بود با اين تفاوت كه براى او پرولتاريا عبارت بود از كارگران كشاورز نه كارگران شهرى. نظرات وى راجع به تداوم انقلاب نيز تاحدودى با نظرات لنين فرق مىكرد. او معتقد بود كه شوروى (سابق) در زمان خروشچف و دوره همزيستى مسالمتآميز او، از دايره يك جامعه انقلابى خارج شده است. به همين جهت جنبش جوانان را تأسيس و گارد سرخ را به كارخانهها و روستاها روانه كرد تا با افكار قديمى مردم مبارزه كرده، افكار نو را جايگزين آن كند كه در نهايت مجبور شد كه با دخالت ارتش آنها را كنترل نمايد. «٢»