انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢
درگيريهاى داخلى از يكسو بين نيروهاى باقيمانده ضد انقلاب و طرفدار رژيم سابق با نيروهاى انقلابى و از سوى ديگر بين خود نيروهاى انقلابى آغاز مىشود چرا كه كليه گروههايى كه در سقوط رژيم قبلى شركت داشتهاند، مىخواهند وضعيت موجود را به دلخواه خود تغيير دهند.
مشكلات دوران مبارزه، اثرات تخريبها بر اقتصاد كشور، توقعات فوقالعاده مردم، ركود اقتصادى، عقدههاى روحى و روانى اجتماعى قبلى مردم و مخالفتهاى داخلى و خارجى و ... دوران پس از پيروزى فقط با حفظ وحدت و يكپارچگى در سه ركن اصلى انقلاب قابل حل است. هر اندازه اقشار مردم منسجمتر و رهبرى قاطعتر و ايدئولوژى انقلاب ابعاد وسيعترى از زندگى اجتماعى جامعه را پاسخگو باشد، موفقيت و تداوم انقلاب بيشتر خواهد شد. «١» علل انقلاب در يك تقسيمبندى كلى ديگر انقلابها به دو دسته الهى و مادى تقسيم مىشوند.
انقلابهاى الهى بر مبناى توحيد و مقصد آنها حاكميت ارزشهاى الهى جامعه است و انقلابهاى مادى بر مبناى رفاه مادّى براى فرد، گروه، طبقه و ... بنا نهاده شده و مقصد آنها رسيدن به امتيازات مادّى است.
انقلابها در برخى علل و عوامل، مشترك هستند. اين علل كلى عبارتند از:
١- احساس قطعى و عمومى مردم مبنى بر به خطر افتادن عقيده و مكتب و ارزشهاى جامعه؛ يعنى اگر در جامعهاى بيشتر مردم احساس كنند كه اصول و ارزشهاى آنها به خطر افتاده در صدد برمىآيند كه نظام و ارزشهاى حاكم را نابود كرده و نظام جديدى به وجود آورند كه ارزشهاى پذيرفته شده آنها در آن حاكم باشد.
٢- نارضايتى مردم از وضع موجود و داشتن آرمان مطلوب كه آنها را به مبارزه مستمر مىكشاند.