انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٣
قدرت را بعد از پيروزى به دست گرفتند. ايدئولوژى هر دو گروه ماركسيسم بود. از خصوصيات و ويژگيهاى اين ايدئولوژى اعتقاد به اصالت ماده و اصالت جمع، ديكتاتورى طبقه كارگر، تمركز انحصارات و ابزار توليد در دست دولت و ضدّيت با دين بود. البته ماركسيسم يك ايدئولوژى وارداتى براى كشور روسيه بود و پدران فكرى آن مانند ماركس و انگلس افراد غيرروسى بودند. به همين دليل در آن كشور داراى سابقه طولانى، نفوذ عميق و ريشهاى نبود. «١» انقلاب چين الف- رهبرى:
حزب كمونيست چين به رهبرى «مائو تسه تانگ» كه انقلاب كمونيستى ١٩٤٩ م را رهبرى كرد به همراه يازده نفر ديگر در سال ١٩٢١ م تشكيل شد. مائو از جوانترين و فعالترين افراد تشكيل دهنده حزب بود. اين افراد كه از جمله انقلابيون چين بودند، پس از پيروزى انقلاب اكتبر ١٩١٧ م روسيه به طرف ماركسيسم گرايش پيدا كرده، بر اساس آن مبارزات خود را سازماندهى نمودند. حزب كمونيست چين از ابتدا فاقد يك رهبرى واحد بود امّا در ميان اعضاى مؤسس آن «مائو» به علت فعاليتهاى زياد و نيروى جوانى، كمكم شاخصتر شد. وى كه از سال ١٩١٩ م از طريق رهبرى يك جنبش دانشجويى در پكن به شهرت و اعتبارى دست يافته بود، پلههاى ترقّى را در حزب كمونيست چين يكى پس از ديگرى طى كرد و رهبرى غير رسمى آن را با فعّاليت در ميان دهقانان به دست گرفت. سرانجام مائو در سال ١٩٣٤ م طى يك راهپيمايى دوازده هزار كيلومترى تاريخى، از سوى «ليو شائو چى» و «چوئن لاى» به رياست كميته مركزى حزب كمونيست چين برگزيده شد و از اين تاريخ تا پيروزى انقلاب به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب چين انجام وظيفه كرد. همچنين وى چند سال پس از پيروزى انقلاب هم تحوّلات و نوسازى جامعه چين را رهبرى كرد. «٢» پس مائو به مدت پانزده سال به عنوان ايدئولوگ، فرمانده كل عمليات و هم بعد از انقلاب به عنوان معمار و سازنده انقلاب،