انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨
نهادهاى حاكم بلكه افراد مىدانند بنابراين در پى تغيير بافت اجتماعى نيز نيستند به همين جهت در صورت پيروزى دچار سردرگمى مىشوند در هر حال تحولات اجتماعى هر قدر هم داراى نتايج انقلابى باشند انقلاب نيستند. «١» اقسام انقلاب از يك ديدگاه انقلابها به دو دسته اجتماعى و فردى تقسيم مىشوند. انقلابات اجتماعى باعث تغيير و تحول در سطح كل جامعه مىشود و ممكن است انواع گوناگونى داشته باشد: مثلًا در زمينه صنعت، انقلاب صنعتى انگلستان؛ در زمينه علم و فرهنگ، رنسانس و اصلاح مذهبى؛ انقلاب كارگرى و دهقانى مثل آنچه در روسيه و چين به وقوع پيوست؛ انقلاب سياسى و آزاديخواهى مثل آنچه در سال ١٧٨٩. م در فرانسه اتفاق افتاد و بالاخره انقلاب اسلامى ايران كه از جهات گوناگون موجب دگرگونى جامعه شد و از طرف اكثريت مردم ايران عليه اقليت حاكم صورت گرفت. دوّم انقلاب فردى كه تغيير و تحوّل مربوط به خودِ فرد است نه جامعه؛ به ديگر تعبير، انقلاب در روح و جانِ فرد صورت مىگيرد و خود به دو نوع انسانى و حيوانى تقسيم مىشود. در انقلاب انسانى توجه فرد به كمال و مبدأ الهى است. انسانى كه در ورطه تباهى و فساد بوده با توبه دچار تحول مىگردد. اما در انقلاب حيوانى توجه فرد رسيدن به كمال نيست بلكه تمام همّش صرف رسيدن به خواستههاى دنيوى مىشود مثل رسيدن به مقام. «٢» مراحل انقلاب با توجه به آنچه گفته شد، لازم است براى بررسى ريشههاى ظهور، موفقيت يا عدم موفقيت انقلاب، پيشبينى وقوع انقلاب و ... انقلاب را در سه مرحله متمايز مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار دهيم: مرحله اول، شرايط اوضاع و احوال جامعهاى كه به صورت بالقوه براى شكلگيرى انقلاب مساعد است. مرحله دوم، مرحله تخريب و