انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٤
از شكست قيام منطقه «اوراس» تا آغاز مرحله جديد و نهايى پيكار مردم مسلمان الجزاير عليه استعمارگران در سال ١٩٤٥ م، فعاليتهاى مخفى و زيرزمينى، رشته مبارزه عليه استعمار را به دست گرفتند. «١» با مطالعه و بررسى رويدادهاى ٥/ ١ قرن مبارزات ضداستعمارى الجزاير به اين حقيقت مسلّم پى مىبريم كه خاستگاه اصلى انقلاب خونين آن كشور همچون فرانسه، روسيه و چين يك طبقه يا گروه خاص نبود. به عبارت ديگر، فقط بورژواها، كارگران و يا دهقانان نبودند كه تنور مبارزه عليه سلطهگران فرانسه را گرم نگه دارند. بلكه اقشار ديگرى نيز در جريان مبارزه استقلالطلبانه آن كشور سهيم بودند. با اين كه انقلاب الجزاير همانند انقلاب فرانسه متّكى به مردم شهرها و يا همانند انقلابهاى روسيه و چين متكى به كارگران صنعتى و دهقانان نبود بلكه تا سال ١٩٤٥ م هر كدام از قيامها متكى به يك گروه بود و در نتيجه بيشتر مردم در آن شركت داشتند. مثلًا قيام «سَتيف» در سال ١٩٤٥ م يك حركت خرده بورژوازى شهرى، قيام اورس و كاهيليا كه از مناطق كوهستانى آغاز شد و از حمايت دهقانان برخوردار بود و يك حركت روستايى بود.
فرانسويان با اين استدلال كه الجزاير را فتح كردهاند، آن را متعلق به خود مىدانستند و براى زدودن هويت ملى و مذهبى مردم الجزاير دست به اقدامهاى متعددى زدند كه از ميان آنها مىتوان به مصادره اموال بويژه زمينهاى كشاورزان، بر هم زدن تركيب جمعيت از طريق اسكان مهاجرين فرانسوى در الجزاير، ممنوع كردن زبان عربى و اجبارى كردن زبان فرانسوى در مدارس و ... را مىتوان نام برد. اين اقدامات سبب گرديد تا بخش اعظم مردم، حس هويت بومى و ملّى خود را از دست بدهند. امّا با گذشت زمان و به كوشش علما و روشنفكران وطن دوست الجزاير، ملت براى كسب استقلال بسيج شد.
مصادره اراضى دهقانان توسط فرانسويان سبب فقر آنان گرديد. پيشهوران و بازرگانان كوچك در اثر رقابت كالاهاى فرانسوى ورشكسته شدند و به ارتش بيكاران پيوستند. روشنفكران و دانشگاهيان نيز شاهد نابودى ساختار سنتى و بومى فرهنگ