انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٥
برخلاف كشورهاى چهارگانه فوق در بهترين موقعيت از نظر روحى و روانى، تجهيزاتى، سازماندهى و وفادارى به شاه قرار داشت و بدون چون و چرا از او حمايت كرده، هرگونه تحرك و جنبش را به راحتى مىتوانست سركوب كند. «١» ب- حمايت بين المللى:
از نظر حمايت بين المللى هم، حكومت مطلقه محمد رضا پهلوى، در زمان وقوع انقلاب اسلامى در ايران در سال ١٣٥٧ ه. ش. نسبت به كشورهاى فرانسه، روسيه، چين و الجزاير در زمان بحران در موقعيت بهترى قرار داشت. پس از جنگ جهانى دوم و كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ه. ش آمريكا به طور كامل بر صحنه سياسى ايران حاكم شد.
همچنين، پايان جنگ جهانى دوم كه دنيا را به دو بلوك شرق و غرب به رهبرى آمريكا و شوروى تقسيم كرده بود، بر اهميت موقعيت استراتژيكى ايران افزود، زيرا ايران به تنهايى در شمال خليج فارس و تنگه هرمز قرار داشت كه مقدار زيادى از نفت كشورهاى غربى را تأمين مىكرد. به اين جهت، آمريكا براى حفظ منافع خود و هم پيمانان غربىاش و براى جلوگيرى از نفوذ كمونيزم در سال ١٣٣٨ ه. ش. با ايران يك پيمان دفاعى امضا كرده، رژيم شاه را تحت حمايت خود قرار داد. «٢» ايران با خروج انگلستان از شرق كانال سوئز، در سياست دو ستونى آمريكا هم به عنوان ستون اصلى و امنيتى در منطقه، شناخته شد و به همين علت، حمايت آمريكا و كشورهاى غربى ازايران بيشتر شده، روند فروش تجهيزات نظامى و صنعتى به ايران روز به روز گسترش يافت. «٣» همچنين ايران در پيمانهاى نظامى و غير نظامى منطقهاى و جهانى آمريكا از جايگاه ويژهاى برخوردار بود. بخصوص با عضويت در «سنتو»، زنجيره «ناتو» را به «سيتو» وصل كرده بود. از اين رو نه تنها از سوى آمريكا حمايت مىشد، بلكه از سوى كشورهاى متحد آن كشور نيز مانند انگلستان، فرانسه، آلمان، ژاپن و ايتاليا چه از لحاظ نظامى و چه از نظر سياسى و اقتصادى به شدت در منطقه و جهان مورد پشتيبانى قرار مىگرفت.