انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٤
٥- ايران الف- شرايط نظامى:
ارتش ايران برخلاف چهار كشور فوق سالهاى مديدى بود كه در هيچ جنگ خارجى «١» شركت نكرده بود. همچنين نه تنها هيچ عامل روحى و فيزيكى داخلى هم باعث تضعيف و تزلزل آن نشده بود، بلكه نيروهاى نظامى ايران در زمان پهلويها بويژه محمد رضا پهلوى از هر جهت تقويت شده بودند. شاه ايران بيش از هر نظامى به ارتش توجه داشت. او به عنوان فرمانده كل نيروهاى مسلح، بودجههاى زيادى براى خريد تجهيزات نظامى و بهتر شدن وضع زندگى روزمره نظاميان اختصاص داده بود. تا از اين طريق بتواند بر ميزان كارآيى آنها افزوده، اعتماد آنها را به خود جلب كند. شاه سعى مىكرد يك ارتش قوى، نيرومند، منسجم، آموزش ديده و وفادار به خود داشته باشد تا هرچه بيشتر از طريق آنها حاكميت مستبدانه خود را بر مردم ايران تحميل كند. چنين نيروى منظم، مطيع و داراى سلسله مراتب فرماندهى كه به خود شخص شاه ختم مىشد، مىتوانست به راحتى استمرار حكومت شاه و خانواده او را در دراز مدت تضمين كرده، هرگونه بحران سياسى و تظاهرات مردمى را كه پايههاى اقتدار او را به مخاطره مىانداخت، سركوب كند. «٢» علاوه بر ارتش و نيروهاى انتظامى، رژيم شاه از حمايت يك سازمان مخفى پليسى به نام «ساواك» نيز برخوردار بود. اين سازمان با توصيه آمريكا و با همكارى سازمانهاى اطلاعاتى آن كشور، انگليس و اسرائيل تشكيل شده و به صورت يك شبكه گسترده مخوف، تمام گروههاى مخالف نظام شاهنشاهى را زير نظر داشت. و با اعمال بىرحمانهترين شكنجههاى روحى و جسمى، ضامن تداوم سياسى رژيم محمد رضا پهلوى بود. پس قدرت نظامى، انتظامى و پليسى نظام حاكم قبل از انقلاب در ايران