انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٦
مردم انقلابى فرانسه داشت، فاقد ابزارهاى لازم براى اعمال فشار بر مردم و حمايت از شاه بودند. ارتش فرانسه در طول پنجاه سال متوالى در چندين جنگ خارجى شركت كرده و در اكثر آنها دچار شكستهاى سختى شده بود. اين نيروها كه در زمان صلح حدود ١٨٠ هزار نفر بودند، پس از شكستهاى پى در پى، پراكنده و متلاشى شده بودند. علاوه بر شكستها، فرماندهان نالايق و سركش هم باعث شده بودند كه ارتش فرانسه از پادشاه آن كشور حمايت نكند؛ در نتيجه لوئى شانزدهم نتوانست با اتكا به اين نيروها، مردم انقلابى وناراضى آن كشور را سركوب كند. «١» ب- حمايت بين المللى:
در قرن هجدهم، فرانسه، انگليس، اتريش، روسيه و پروس از قدرتهاى بزرگ اروپا بودند و از نظر نظامى با هم برابرى مىكردند. در واقع نوعى «موازنه قوا» بر آن قاره حاكم بود. اما در عين حال، هر يك از آن كشورها در داخل و خارج از اروپا به فكر پيشبرد هدفها و مقاصد خود بودند و سعى مىكردند كه ديگرى را ضعيف كرده، از صحنه سياسى اروپاو مستعمرات اروپايى حذف كنند. به هميندليل كشورهاىاروپايى نه تنهابه فرانسه جهت سركوب نيروهاى انقلابى كمك نمىكردند بلكه از درگيريهاى داخلى آن كشور و تضعيف قدرت سياسى آن خوشحال بوده، حتى بعضى از كشورها مثل انگلستان از انقلابيون فرانسه حمايت مىكرد. «٢» همچنين كشورهاى بزرگ اروپايى در اين زمان به دليل درگيريهايى كه در داخل اروپا و خارج از آن قاره بر سر مستعمرات با يكديگر داشتند، آمادگى لازم را هم براى كمك به پادشاه فرانسه نداشتند. هنگامى كه لوئى شانزدهم از پادشاه اتريش (يعنى برادر ملكه فرانسه) تقاضاى كمك كرد، از مساعدت و يارى وى برخوردار نشد. از اين رو نظام سياسى فرانسه در زمان وقوع انقلاب و در مصاف با بحرانهاى انقلابى از نظر حمايت بين المللى در بدترين موقعيت قرار داشت و هيچ اتحاد و پيمان نظامى با كشورهاى ديگر نداشت تا در موقع بحران از آن كشور حمايت كنند. «٣»