انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١
شوراى كارگران، پايان جنگ جهانى اول كه روسيه هم درگير آن بود، تقسيم زمين بين روستايان و اداره كارخانهها توسط كارگران بودند، مورد توجه مردم قرار گرفتند. با دعوت بلشويكها، دهقانان، باقى مانده مالكان را از روستاها بيرون كرده، زمينها را بين خود تقسيم نمودند. همچنين كارگران كارخانهها را تصرف كرده، نقاط حساس شهر به دست بلشويكها افتاد و دولت سقوط كرده، انقلاب ١٩١٧ م با چند كشته به پيروزى رسيد. از اين تاريخ، قدرت سياسى به دست بلشويكها افتاد و اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى تشكيل شد. «١» انقلاب روسيه يك نظام سياسى، اجتماعى، اقتصادى و ايدئولوژيك جديدى را در مقابل نظام سرمايهدارى وليبرالى غرب به وجود آورد. اين انقلاب داراى تفاوتهاى زيادى با انقلاب اسلامى ايران است كه در جاى خود به آن اشاره خواهد شد.
٣- انقلاب ١٩٤٩ م چين كشور پهناور و پر جمعيت چين داراى سابقه تاريخى و فرهنگى طولانى است. از خصوصيات و ويژگيهاى فرهنگى مردم چين از قديم الايام، استقلال و عدم وابستگى به بيگانگان و تكيه آنها بر كالاها و منابع داخلى خود بوده است. قدرتهاى بزرگ و غارتگران غربى كه به اين خصوصيات فرهنگى چين پى برده بودند، به فكر نفوذ و دستيابى به آن كشور برآمدند. ترياك و تجارت پر منفعت آن وسيلهاى براى نفوذ در آن كشور شد كه سرانجام منجر به جنگى به نام «جنگ ترياك» بين انگلستان و چين در ١٨٣٩ م شد. اين جنگ به مدت چهار سال طول كشيد كه با شكست كامل چين از انگلستان و تحميل قراردادهاى آن كشور بر چين به پايان رسيد. در اثر اين شكست چندين بندر آن كشور در ا ختيار كشور استعمارگر انگلستان قرار گرفت. شكست درجنگ ترياك سرآغاز نفوذ كشورهاى ديگر نيز بر چين شد. به طورى كه تا ١٨٨٩ م، تمام سواحل و بندرهاى چين طبق قرار دادهايى به مدت ٢٥ تا ٩٩ ساله در اختيار استعمارگران قرار گرفت «٢» كه از جمله آنها هنگ كنگ بود كه چندى قبل تحويل چين شد.