انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨
در طول دوران پادشاهى لوئى چهاردهم و پانزدهم و حتى قبل از آنها به علت ولخرجيها و عياشيهاى دربار و جنگهاى پى در پى با كشورهاى خارجى، اوضاع اقتصادى هر روز نسبت به روز قبل وخيم تر مىشد. اخذ ماليات ازمردم بيشتر شده و آنها تحت شرايط سخت و طاقتفرساى اجتماعى و اقتصادى قرار داشتند. تمام اين فشارهاى اقتصادى و اجتماعى بر دوش طبقه سوم «١» جامعه فرانسه بود كه نسبت به طبقات ديگر از سطح زندگى بسيار پايينى برخوردار بودند. در چنين اوضاع و احوال وخيم اقتصادى و اجتماعى، لوئى پانزدهم در ١٧٧٤ م به پادشاهى رسيد. وى فردى جوان و فاقد تجربه لازم براى برنامهريزى و حكومت در يك كشور با اوضاع نابسامان بود. به همين دليل زمينههاى لازم جهت يك انقلاب در اين كشور فراهم شد. «٢» در ١٧٨٦ م، هنگامى كه حكومت فرانسه نتوانست حقوق كارمندان و نظاميان را پرداخت كند وزير ماليه آن كشور پيشنهاد كرد كه مجمعى از نجباى فرانسه تشكيل شود تا راه حلى براى اوضاع وخيم اقتصادى پيدا كند. پس از تشكيل مجمع نجبا، آنها نيز پيشنهاد كردند كه يك مجمع قانونگذارى با شركت همه گروههاى مردم به نام «مجمع طبقات عامه» تشكيل شود. با تشكيل اين مجمع براى نخستين بار طبقه سوم كه اكثريت مطلق مردم را تشكيل مىداد، توانست صداى خود را به وسيله نمايندگانش به گوش مقامهاى فرانسوى برساند. اين نمايندگان وقتى كه با مشكلاتى از سوى دربار و نمايندگان دو طبقه اشراف و روحانيون روبهرو شدند، طى اجلاسيهاى جداگانه نام مجمع را به «مجلس مؤسسان ملى» تغيير داده، سوگند ياد كردند كه تا تدوين يك قانون اساسى در فرانسه به كار خود ادامه دهند. اين اولين گام مبارزه در راه تحقق انقلاب كبير فرانسه بود. «٣» در ١٧٨٩ م، فشارهاى شديد اقتصادى از يك سو و زمستان سخت و طاقت فرسا از سوى ديگر، باعث شد كه مردم فرانسه در مضيقه كامل قرار گرفته حتى نتوانند لقمه نانى