سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦

دلاورمردان ربيعة كوچكتر بود، با اين حال ربيعيان، پرچم را به دست او سپردند و اين خود دلالت بر شجاعت، تدبير و برخوردارى از تاكتيكهاى نظامى وى دارد.
زيرا اگر چنين نبود هرگز ربيعيان حاضر نمى‌شدند با وجود مردانى با تجربه و مسن در قبيله خود، فرد جوانى مانند حضين را فرمانده خود قرار دهند. «١» هنگامى كه اميرمؤمنان عليه‌السلام به حضين مى‌فرمايد: «اى جوان چرا پرچمت را يك زراع جلو نمى‌برى؟» حضين بدون هيچ ترس و لكنت زبانى عرض كرد: «به خدا قسم، عوض يك زراع ده زراع نزديك مى‌برم». حضرت از او سؤال كرد: «پرچمت را به كدام سو مى‌برى؟» جواب داد: «آنرا به سوى شهادت در راه خدا مى‌برم.» «٢» شجاعت و وفادارى حضين‌ ابونعامه گويد: «هنگاميكه محمد بن ابى‌بكر در مصر كشته شد، ابن عبّاس به منظور ملاقات با اميرمؤمنان (ع) از بصره عازم كوفه شد و زياد را به عنوان جانشين خود به ولايت بصره گمارد. در اين هنگام معاويه به منظور برپايى آشوب و فتنه عبداللّه بن عامر حَضْرمى را به بصره فرستاد. زياد، حضين بن منذر و «مالك بن مِسْمَع» را فرا خواند و به آنها گفت: شما از ياوران، شيعيان و معتمدين حضرت امير (ع) هستيد و همانطور كه مى‌دانيد معاويه به منظور برپايى آشوب و فتنه، عبداللّه بن عامر حَضْرمى را به بصره فرستاده است. بنابراين تا رسيدن فرمان على (ع) از من دفاع كنيد.
حضين بن منذر به او گفت: البته من از تو دفاع كرده و ياريت خواهم كرد.
ولى مالك بن مِسْمَع كه مقدارى متمايل به بنى‌اميه بود، و در جنگ جمل،