سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥

احنف در دوران خلافت على (ع)
پس از كشته‌شدن عثمان به دست مسلمانان، و به خلافت رسيدن اميرالمؤمنين (ع) و بيعت مردم، از جمله احنف بن قيس با آن حضرت، يكى از پرماجراترين دوره‌هاى زندگانى احنف شروع مى‌شود. او در جنگهاى دوران حضرت على (ع) نقش مهمى داشت، و در جنگ صفين از سوى على (ع)، فرماندهى قبيله بنى تميم را عهده‌دار بود.
جنگ جمل‌ طلحه و زبير بعد از عهد شكنى همراه عايشه به بصره رفته و جنگ جمل را بپاكردند. احنف در واقعه جمل به فرمان على (ع) از پيوستن به لشكريان آن حضرت خوددارى كرد، هر چند كه ميل قلبى او حضور فعّال در جنگ بود. ولى از آنجا كه شركت او در جنگ موجب پيوستن هزاران نفر به جبهه دشمن بود، لذا او با صلاحديد على (ع) جنگ را ترك كرد، و با گروه بسيارى از پيروان خود در محلّى بنام وادى‌السباع اقامت نمود.
احنف بن قيس به على (ع) پيام فرستاد، كه من در ميان قبيله‌ام از تو پيروى مى‌كنم، اگر خواسته باشى من از پيوستن چهار هزار شمشيرزن از قبيله بنى سعد به دشمنانت جلوگيرى به عمل آورم؟ على (ع) به او پيغام داد كه آرى، آنها را از پيوستن به دشمن بازدار. پس احنف كسانش را جمع‌آورى كرد و به آنان گفت: اى بنى سعد، از اين فتنه و آشوب دست برداريد و در خانه‌هايتان بنشينيد، اگر اهل بصره به پيروزى رسيدند، كه آنها برادرانتان هستند (آنها عليه شما اقدامى نخواهند كرد) و اگر على (ع) پيروز شد، شما در سلامت خواهيد بود. پس آنها از شركت در جنگ منصرف شدند. «١»