سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٦
اين مرد كسى است كه اگر خشمگين شود صدهزار نفر به طرفدارى او غضبناك مىشوند، در حالى كه نمىدانند درباره چه غضبناك شده است. احنف به فرماندارى خراسان دست يافت. او دوست «مصعب بن زبير» فرمانرواى عراق بود؛ در كوفه به ديدار وى رفت و هنگامى كه هنوز نزد او بود در كوفه وفات نمود. «١» نويسنده استيعاب او را اينگونه مىستايد: احنف بن قيس مردى بود عاقل، بردبار، ديندار، هوشمند، سخنور و سياستمدار. «٢» مامقانى درباره او چنين مىنويسد: ابوبحر احنف بن قيس بن معاويه تميمى بصرى از جمله تابعين و از دانشمندان فرزانه است، ولادتش در عهد رسول خدا (ص) و وفاتش در كوفه در سال ٦٧ اتفاق افتاد. «٣» علامه امينى، احنف بن قيس را از اصحاب رسول خدا (ص) شمرده، و نام او را ضمن صحابه شركت كننده در ركاب على (ع) در صفين ذكر مىكند. «٤» وضعيت ظاهرى طبق آنچه در تاريخ آمده، گرچه «احنف بن قيس» فاقد زيبايى ظاهر بود اما قوّت شخصيت و فضائل اخلاقى و قدرت فرماندهى و مديريت احنف، وضعيت ظاهرى او را تحتالشعاع قرار داده، و از او شخصيتى محبوب و متنفّذ، و سردارى پيروزمند و فاتح به وجود آورده بود. هر چند كه شرايط ظاهرى و اندام مناسب و قيافه جذاب در موفقيت فرد تأثير فراوان دارد، ولى اين بدين معنا نيست كه افرادى فاقد اين مزايا هستند، دريچه كاميابى را به روى خود بسته پندارند، و از كوشش و تلاش دلسرد شوند.