سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١
بزرگوارى و بزرگ منشى يكى از برجستهترين خصلتهاى احنف، روحيه بزرگمنشى اوست، كه در سراسر وجودش جلوهگر است.
احنف مىگويد: سه خصلت در من هست كه آنها را ذكر نمىكنم مگر براى اينكه از آن پند گيرند.
١. هيچگاه به درب خانه سلطان نرفتم، مگر اينكه بدانجا فراخوانده شدم.
٢. هيچگاه به راز دو نفر داخل نشدم، مگر اينكه آنها خود مرا بخوانند.
٣. هر كس از كنارم برخاست از او جز به نيكى ياد نمىكنم. «١» احنف مىگويد: از هيچ مجلسى اخراج نشدم، و از هيچ درى رانده نشدم.
«اصمعى» گويد: اين عبارت معنايش اينست كه من در مجلسى مىنشينم كه بدانم مرا از آنجا اخراج نمىكنند، و بر هيچ درى نمىايستم كه بيم آن باشد كه مرا بار ندهند. «٢» و از گفتههاى اوست: هيچگاه درخواستهاى من ناپذيرفته نمانده است. از او سؤال شد چگونه؟ گفت: براى اينكه من هيچگاه درخواست ناشدنى نمىكنم. «٣» خالدبن صفوان مىگويد: «احنف» از شهرت فرار مىكرد، و شهرت به دنبال او روان بود. هشامبن عبدالملك به خالد گفت: از احنف برايم تعريف كن. گفت: يا اميرالمؤمنين! اگر بخواهى از سه چيز او برايت بگويم، و اگر بخواهى از دو چيز او و اگر خواسته باشى از يك چيزش برايت نقل كنم. گفت سه چيزش را بگو! گفت: او حرص نمى ورزيد، و حق را كنار نمىگذاشت، و در برابر حق تسليم بود. هشام