سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٧
موضعگيرى احنف در برابر عايشه عايشه به منظور جذب هر چه بيشتر نيرو در مصاف با على (ع) نامههايى براى سران و بزرگان اهل بصره فرستاد، و از آنان مددخواهى نمود. از جمله، به احنفبن قيس نامه نوشت، و در حفير «١» منتظر پاسخ آنها بود. «٢» وقتى عايشه به بصره رفته بود، به احنف بن قيس پيغام فرستاد، ولى او حاضر به ملاقات با عايشه نشد. بار ديگر عايشه به او پيغام داد. اين بار احنف نزد او رفت.
عايشه گفت: واى بر تو اى احنف، چگونه در پيشگاه خداوند عذرخواهى آورد از ترك جهاد با قاتلان اميرالمؤمنين عثمان، آيا از كمى عدد است، يا اينكه قبيلهات به تو نافرمانى مىكنند؟ احنف گفت: اى امالمؤمنين نه عمرم از حد گذشته، و نه زمان درازى سپرى گشته است، بلكه يكسال نمىگذرد كه تو را ديدم از عثمان انتقاد مىكردى، و به او بد مىگفتى. عايشه گفت: واى بر تو آنها او را بمانند ظرفى شستند، آنگاه او را كشتند. احنف گفت: اى امالمؤمنين، من دستور تو را در حالى كه (از كشتن عثمان) راضى بودى قبول مىكنم، و دستورت را در حالى كه از آن خشمگينى رد مىنمايم. «٣» احنف پيوسته در برابر آتشافروزان جنگ جمل رفتار خصمانهاى اتخاذ كرده، و سرسختانه از آنان انتقاد مىنمود؛ برخورد او با عايشه از اين قبيل است.
احنف بن قيس در روز جنگ جمل به عايشه گفت: اى امالمؤمنين، آيا از پيغمبر خدا درباره اين را ه سفارشى و سخنى شنيدهاى؟ گفت: نه، هرگز. گفت آيا در اينباره در قرآن چيزى خواندهاى؟ گفت: قرآن همان است كه شما مىخوانيد.