سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢

مؤمنان على (ع) به كوفه، خبرى نرسيد، على (ع) از رَبَذِه «١» حركت فرمود وبه سوى ذى قار «٢» رهسپار شد، و در آنجا منزل نمود. سپس فرزند خود امام حسن مجتبى (ع)، و عمار ياسر و زيدبن صوحان، و قيس‌بن سعدبن عباده را با نامه‌اى براى مردم كوفه به اين شهر روانه كرد. آنها به سوى كوفه حركت كردند، و در قادسيّه «٣» با استقبال مردم كوفه روبرو شدند، و چون به كوفه رسيدند، نامه على (ع) را قرائت كردند. «٤» زيد و بسيج مردمى‌ چون اميرمؤمنان على (ع) فرزندش امام حسن (ع) و عمار ياسر را به كوفه فرستاد تا مردم كوفه را براى جنگ جمل بسيج كنند، ابو موسى اشعرى مردم را از يارى على (ع) باز مى‌داشت ولى زيدبن صوحان و طرفدارانش مردم را به جنگ دعوت مى‌كردند.
زيد نزديك درب مسجد ايستاده بود و نامه‌اى از عايشه در دست داشت، كه در آن نامه به زيد دستور مى‌داد كه يا در خانه بماند و يا به يارى عايشه برود. زيد نامه ديگرى نيز از عايشه به همان مضمون كه براى مردم كوفه نوشته شده بود را در دست داشت. وى آن دو نامه را بيرون آورد و بر مردم خواند، و در پايان خطاب به مردم چنين گفت:
او مأمور به خانه‌نشينى شده است، و ما به جنگيدن تا رفع فتنه مأموريت‌