سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤

سخنان به صعصعه رسيد، نامه‌اى به عقيل نوشت كه ترجمه آن چنين است.
بسم الله الرحمن الرحيم‌ «ياد خدا برتر از هر چيز است و همه به نام او آغاز مى‌كنند.
شما اهل‌بيت كليد دنيا و آخرتيد. سخن تو با دشمن خدا و رسول خدا (معاويه) به گوش غلامت رسيد، شكر خدا گفتم و از او خواستم تا تو را به درجه‌اى بلند و تكيه گاهى نورانى برساند. و بدان، كه استوانه سياه و ظلمانى تكيه‌گاه كسانى است كه دين خدا را ترك گفته‌اند، اگر خواهشهاى نفسانى، تو را وادار كرده كه براى گرفتن مال و منال نزد معاويه بروى- تو خود تمام صفات او را مى‌دانى- پس حذر كن از اين كه آتش او دامنگيرت شود و تو را از امام و حجتت گمراه كند؛ زيرا خداوند صفات پستى را كه در ديگران وجود دارد از شما اهل بيت زدوده، و آنچه از فضل و نيكى به ما رسيده از ناحيه شما است. خداوند شما را بلند مرتبه قرار داده و از مقام شما حمايت مى‌كند و آثار شما را باقى مى‌گذارد؛ زيرامنزلت شما منزلتى است پسنديده و قدر و شرافت شما مورد حمايت پروردگار و آثار شما نورانى است.
شما نردبان خدا به سوى بندگان او و وسيله رسيدن به راه حق هستيد، دست شما برتر و چهره‌هاى شما نورانى است.» «١» سرداران صدر اسلام(ج‌٧) ٣٥ مشاور اميرالمؤمنين(ع)
ص : ٣٤ ب. صعصعه و عثمان:
روزى عثمان بالاى منبر بود، صعصعه از جاى برخاست و گفت: اى عثمان تو كج رفتى، امت نيز كجى پيشه كرد. تو به راه راست برو تا امّت نيز راه راست درپيش گيرند. «٢»