سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٤

مى‌كند، و امر به خير مى‌نمايد. اين خبر به رسول خدا (ص) رسيد، حضرت فرمود، خداوندا: احنف را بيامرز. پس از آن احنف پيوسته مى‌گفت: هيچ چيز در نزد من اميدوار كننده‌تر از دعاى پيامبر نيست. «١» احنف در دوران عمر و عثمان‌ در فتوحاتى كه در زمان حكومت عمر و عثمان براى مسلمانان پيش آمد احنف نقش برجسته‌اى داشته و شهرها و نقاط مختلفى به فرماندهى و تدبير او گشوده شده است، از جمله فتح خراسان و مقابله با يزدگرد كه به خراسان گريخته و از خاقان ترك امداد خواسته بود به او محول گرديد؛ يزدگرد كه تاب مقاومت در برابر مسلمانان را نداشت هنگام هزيمت و فرار از خراسان مى‌خواست گنجهاى خود را حمل كند و گنجها بس گران و عظيم بود، ايرانيان گفتند: چه مى‌كنى. گفت:
مى‌خواهم به خاقان ملحق شوم يا به چين روم.
ايرانيان را اين رأى خوش نيامد و گفتند ما در كشور خودمان اگر درگير شويم بهتر از اين است كه به كشورى ديگر برويم كه دين ندارد و از وفادارى آنها مطمئن نيستيم. ما را برگردان تا با مسلمانها مصالحه كنيم چون ايشان اهل وفا و دين هستند.
يزدگرد امتناع كرد. در نتيجه ايرانيان از او جدا گشته و با او جنگيده و گنجها را پس گرفتند يزدگرد به سوى خاقان گريخت و ايرانيان آمده با احنف مصالحه كردند و گنجها را به او سپردند سپس به شهرهاى خود بازگشته و زندگى تازه‌اى را كه بهتر از زندگى در سايه شاهان بود آغاز كردند. «٢»