سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩
در تاريخ بغداد آمده است كه زيد گفت: مرا در لباسهايم دفن كنيد، چون من دادخواهى خواهم نمود.
ابن عساكر مىگويد: زيد اينچنين وصيت كرد: مرا با خونهايم دفن كنيد، چون من با اين گروه به مخاصمه برخواهم خاست. «١» قتاده گويد: ياران زيد در كنارش حاضر شدند، در حالى كه در خون خود غوطهور بود. او گفت: مرا در جامههايم دفن كنيد، چون من بر سر پل صراط با عثمان روبرو خواهم شد. «٢» و بدين تفصيل ستاره وجود يكى ديگر از ياران مخلص و صميمى على (ع) در اين جنگ، افول كرد، و روحش به ملكوت اعلى پرواز نمود و با شهادتش على (ع) را داغدار كرد. درود بر روان پاكش.
شايان ذكر است كه هماكنون مسجدى به نام او در سمت جنوب غربى مسجد معروف «سهله» در نزديكى كوفه وجود دارد، و مرحوم محدّث قمى؛ در مفاتيح الجنان نماز و دعايى براى آن ذكر كرده، و فرموده است كه: «زيد» اين دعا را در نماز شب خود مىخوانده است. «٣»