سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٧

على (ع) پيكى به سوى او فرستاد و براى بيعت خود و سكونت در كوفه از او دعوت به عمل آورد. ولى او پاسخ مثبت نداد و گفت: ميان ما جز جنگ چيز ديگرى نيست. على (ع) شريح بن هانى را با هفتصد تن به مقابله او فرستاد. «١» و چون او نتوانست خوارج را سركوب كند ونيروهايش پراكنده شدند، على عليه‌السلام به سوى خوارج حركت كرده وبعد از اتمام حجّت آنها را شكست داد.
دفاع از حُجر (شهامت يك فرمانده نظامى)
وقتى زياد بن ابيه، حجر بن عدى و يارانش را دستگير كرد، شهادتنامه‌اى عليه آنها نوشت و به امضاى چهار نفر از بزرگان و رؤساى قبايل رساند. در نامه چنين آمده بود:
«حجر گروهى را گرد آورده و به خليفه (معاويه) ناسزا گفته و مردم را به جنگ با وى فرا خوانده است و چنين عقيده دارد كه كار خلافت جز به آل ابيطالب اصلاح نمى‌يابد، همچنين بر عامل خليفه تاخته و او را از شهر اخراج كرده و على را از شركت در خون عثمان مبرّا دانسته، و با او اظهار دوستى نموده و از دشمنان و مخالفانش بيزارى جسته است. او كافر و باعث اختلاف مسلمانان است.» آنگاه زياد چنين به نظرش آمد كه چهار امضا كافى نيست، لذا تعداد ديگرى را به امضا كردن فرا خواند و از جانب شريح قاضى و شريح بن هانى نيز خودسرانه امضا كرد. وقتى شريح بن هانى آگاه شد كه بدون اطلاع و رضايت او به نام او عليه حجر امضا كرده‌اند نامه‌اى به معاويه نوشت و به سوى «غريين» رفت و نامه را به پيكى داد كه به معاويه برساند و در نامه چنين نوشت:
«به من خبر رسيده است كه زياد به نام من عليه حجر شهادت نوشته است،