سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨
از جنگ باز مانديم، هر يك به ديگرى خيره شده و توانى براى مبارزه نمانده بود.
همينكه نيمه شب سوم فرا رسيد سپاه معاويه بازگشت و على (ع) بر كشتگان دست يافت، پس به شهداى از اصحاب رسول خدا و اصحاب خود روى آورد و آنها را دفن كرد در حالى كه تعداد شهدا زياد بود ولى كشتگان از ياران معاويه بيشتر بودند. «١» دلاورى زياد در صفين روزى در صفين مالك اشتر به سوى ميمنه دشمن يورش برد و گروهى از مردم كه اهل وفا و حيا و بينش بودند در اطراف اشتر گرد آمدند، اشتر به هر دستهاى حمله مىنمود متلاشى مىكرد. و به هر گروهى كه هجوم مىبرد، آنان را منهدم ساخته و به عقب مىراند. در همين حال بر زياد بن نضر گذشت كه او را به لشكرگاه مىبردند. پرسيد: اين كيست؟ گفتند: زياد بن نضر است پس از اينكه عبدالله بن بديل و اصحابش در جنگ با دشمن از پاى درآمدند زياد پرچم را گرفت و جنگيد تا اينكه او نيز از پاى افتاد. چيزى نگذشت كه اشتر بر يزيد بن قيس گذشت كه او را به طرف اردوگاه لشكر مىبردند. پرسيد اين كيست؟ گفتند يزيد بن قيس است كه پس از زياد به ميدان رفت. اشتر گفت:
سوگند به خدا اين صبر زيبا و عمل كريمانه است. آيا شرم نمىكند آن شخص كه از ميدان بر مىگردد نه كسى را كشته و نه كشته شده و نه جانش را به خطر انداخته باشد. «٢» در برابر خوارج زياد بن نضر از كسانى است كه اميرمؤمنان على (ع) او را جهت گفتگو با خوارج