سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١

فرمانده دشمن، ذوالكلاع حميرى، قرار گرفت. زياد از قبيله عبدالقيس براى نابود كردن دشمن كمك خواست.
از زيد بن بدر روايت شده است كه قبايل حمير به فرماندهى ذوالكلاع و عضويت عبيدالله بن عمر بن خطاب در برابر قبيله بكر بن وائل صف‌آرايى و جنگ سختى با يكديگر آغاز كردند به طورى كه ترس از نابودى همه را فرا گرفت.
زياد بن خَصَفَه نزد قبيله عبدالقيس رفت و به ايشان گفت:
امروز قبيله بكر بن وائل نابود خواهد شد كه ذوالكلاع و عبيدالله، قبيله ربيعه را نابود كردند. پس به يارى آنان بشتابيد وگرنه نابود خواهند شد. قبيله عبدالقيس پا در ركاب كردند و مانند ابر سياهى وارد معركه شدند و در كنار جناح چپ آماده جنگ شدند. جنگ با شدت تمام درگرفت و مردى از قبيله بكر بن وائل بنام خِنْدف، ذوالكلاع حميرى را كشت و با كشته شدن وى پايه‌هاى قبيله حمير سست شد. ولى جنگ با فرماندهى عبيدالله بن عمر ادامه يافت. «١» و بدين ترتيب ذوالكلاع حميرى با شمشير يكى از افراد تحت امر زياد كشته شد و يار همرزم او عبيدالله بن عمر نيز بعد از يكى دو روز به قتل رسيد.
در قلب سپاه دشمن‌ با فرمان زياد خيمه فرماندهى وى در قلب رزمگاه برپا شد و با اين اقدام جسورانه رشادت و سلحشورى زياد، به اثبات رسيد.
در شرح نهج‌البلاغه ابن ابى الحديد آمده كه ابراهيم همدانى در كتاب صفين روايت كرده است كه قبيله ربيعه كوفه به فرماندهى زياد بن خصفه بر عبيدالله بن عمر يورش بردند و او را كشتند. وقتى خيمه زياد را بر پا مى‌كردند، براى يكى از