سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٠

سعد بن قيس همدانى به حضور آن حضرت رسيد و گفت: اى اميرمؤمنان، دعوتت را به جان و دل مى‌پذيرم؛ من اوّلين كسى هستم كه به نداى تو لبيك مى‌گويم. آنگاه معقل بن قيس، عدى بن حاتم، زياد بن خَصَفَه، حجر بن عدى و اشراف مردم و (بزرگان) قبيله‌ها در رأس چهل هزار جنگاور و شانزده هزار تن از هم‌پيمانان و بردگان آنها آماده نبرد شدند. «١» پس از هجوم بُسر بن ارْطاة از طرف معاويه بر عراق، بزرگان لشكر على (ع) براى جنگ اعلام آمادگى كردند. زياد بن خصفه و وعلة بن مخدوع برخاستند و گفتند: اى امير مؤمنان ما شيعيان تو هستيم كه از تو نافرمانى نمى‌كنيم و با تو مخالفت نمى‌ورزيم. آن حضرت فرمود: آرى، شما آن گونه هستيد كه مى‌گوييد.
پس آماده شويد براى پيكار با شاميان. مردم پاسخ دادند: با جان و دل پذيراى دعوتت هستيم. «٢» فرماندهى زياد در صفين‌ يكى از فرماندهان برجسته اميرمؤمنان على (ع) در صفين كه آن حضرت پرچم جنگ را به دست توانمند او مى‌سپرد زياد بن خصفه بود، ابن اثير نوشته است:
اميرمؤمنان (ع) يك بار اشتر را روانه ميدان مى‌كرد و ... و بار ديگر زياد بن خَصَفَه تيمى را به ميدان مى‌فرستاد. «٣» اينكه زياد در زمره قهرمانانى مانند مالك اشتر قرار داشته است، نشانگر توان رزمى بالاى او در برابر دشمن است.
زياد كه فرماندهى قبيله بكر بن وائل به عهده‌اش بود در برابر قوى‌ترين‌