سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧
زياد گفت: اى اميرمؤمنان، سفارشات لازم و كافى فرمودى. ما هم آنها را به جان خريديم، ما بر سيره تو خواهيم بود، رستگارى و پيروزى در به كار بستن فرمان شما و گمراهى و خوارى را در تضييع و بىحاصل نمودن پيمان تو مىدانيم. «١» نصيحتى ديگر زياد بن نضر به عبدالله بن بديل گفت: جنگ ما و ايشان (معاويه و يارانش) سخت و دشوار است، و تنها شيردلان پاك نيّت و دليران شجاع بر آن شكيبا خواهند بود.
سوگند به خدا گمان ندارم پس از اين جنگ از ما و آنها كسى زنده بماند مگر سفلگان فرومايه. عبدالله بن بديل گفت: «گمان دارم چنين باشد كه تو مىگويى».
على (ع) فرمود: «اين سخن در دلهاتان نهفته باشد، ديگر اظهار نكنيد و كسى آن را از شما نشنود. خداوند كشتهشدن را بر جمعى و مردن را بر دسته ديگر محتوم و مقدر ساخته، هر كس آنگونه از دنيا مىرود كه خداوند بر او نوشته است.
پس خوشا بر پيكارگران راه خدا و شهيدان در راه اطاعت از او.» «٢» يار على (ع) در صفين زياد بن نضر حارثى فرمانده پيشتازان سپاه اميرمؤمنان (ع) گويد: «در صفين همراه على (ع) بودم، سه شبانهروز بدون وقفه جنگيديم تا آنكه نيزهها شكسته شد و تيرها پايان گرفت. بعد با شمشير به جنگ پرداختيم و تا نيمههاى شب درگير بوديم. در سومين روز گريبان يكديگر را گرفته و تن به تن جنگيديم. آن شب با همه نوع سلاح جنگيده بودم، سلاحى نمانده بود كه با آن نجنگيده باشم، ناگزير به روى يكديگر خاك مىپاشيديم، و با دندانها گاز مىگرفتيم تا هنگامى كه