سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤

اميرمؤمنان على (ع) حركت كردند، دوازده هزار و يكنفر بودند، و زيدبن صوحان از جمله رؤساى آنها بود. «١» زيد و عايشه‌ عايشه به منظور كسب حمايت هر چه بيشتر از افراد سرشناس و معروف، نامه‌هايى براى آنان مى‌نوشت، و آنان را به يارى خود و ترك جانب على (ع) دعوت مى‌كرد. چنانكه گذشت نامه‌اى هم به زيد نوشت؛ متن نامه اينست: از عايشه امّ المؤمنين حبيبه رسول خدا (ص) به فرزند خالصش زيدبن صوحان. اما بعد، نامه من كه به دستت رسيد به سوى ما بيا، و ياريمان كن، و اگر اين كار را نكردى پس مردم را از يارى على بازدار.
زيد در جواب نامه نوشت: اما بعد، من فرزند خالص تو هستم اگر كناره گرفتى و به خانه‌ات برگشتى، و در غير اين صورت من اولين كسى هستم كه با تو مبارزه خواهم كرد. «٢» زيد در واقعه جمل‌ زيد با تلاش و كوشش بسيار موفّق شد حدود دوازده هزار رزمنده را در كوفه بسيج كند، و آنان را با تنى چند از ياران خود به سوى بصره حركت دهد. «٣» پس از پيوستن زيد و نيروهاى رزمى كوفه به على (ع)، آن حضرت به هنگام آرايش نظامى سپاهيان خود، زيد را به فرماندهى قبيله عبدالقيس منصوب فرمود. «٤»