سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨

امور دنيوى و مظاهر فريبنده آن نداشته، و از تعلّقات مادّى و خطرات ناشى از آن وارسته بوده‌اند.
شخصيّت والاى زيد و برادرانش به گونه‌اى است، كه معاويه از عقيل‌بن ابى طالب درخواست مى‌كند كه ياران امير مؤمنان على (ع) را برايش توصيف كند، و پيش از همه آل صوحان را معرفى كند. عقيل در پاسخ معاويه عبدالله و زيد را چنين تعريف و توصيف كرد: و امّا زيد و عبدالله دو نهر بزرگ و روان هستند، كه ناآرامى در آنها آرامش مى‌يابد، و آبادى‌ها به آن دو سيراب مى‌شود، مردانى با جدّيت هستند كه بازى در ايشان راه ندارد. «١» زيد قارى قرآن‌ زيد با صحابيان والا مقام رسول خدا (ص) مصاحبت و مجالست داشت و پيوسته از محضر آنها كسب فيض مى‌نمود، و به فراگيرى علوم قرآن و معارف اسلامى همّت مى‌گماشت. از اين رو زيد با سلمان فارسى رابطه‌اى بسيار دوستانه داشت.
غيلان‌بن جرير گويد: زيدبن صوحان با سلمان برادر خوانده بودند، و به خاطر علاقه و محبت زيادى كه زيد نسبت به سلمان داشت، كنيه ابو سلمان بر خود نهاده بود. «٢» ابو سليمان نقل كرده است كه: چون سلمان فارسى وارد مدائن شد، نزد او رفتيم تا قرآن بخوانيم. سلمان به ما گفت: قرآن عربى است، آن را پيش يك عرب زبان بخوانيد. پس زيد عهده دار تعليم قرآن شد وسلمان مراقب او بود و هر گاه دچار اشتباهى مى‌شد سلمان به او تذكر مى‌داد. «٣»