سرداران صدر اسلام(ج7)

سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠

صعصعه گفت: خدا لعنت كند كسى را كه خدا را دشنام دهد و يا على را ناسزا گويد.
اين خبر را به مغيره رساندند. مغيره گفت: قسم به خدا! بايد او را در بند كرد.
صعصعه گفت: اين ملعون جز با ناسزا گفتن به على راضى نمى‌شود. او را «يعنى مغيره را» لعنت كنيد خدا او را لعنت كند. مغيره وقتى چنين ديد، گفت: او را بيرون كنيد. خدا جانش را بگيرد «١» سؤالات معاويه از صعصعه‌ بين معاويه و صعصعه سوال و جواب مفصلى مطرح شده كه در اينجا قسمتى از آن را مى‌آوريم:
معاويه از صعصعه پرسيد: كمال مردانگى در چيست؟
صعصعه جواب داد: صبر و سكوت؛ صبر در معصيتها و سكوت تا هنگام ضرورت سخن «٢».
معاويه پرسيد: بخشش وجود كدام است؟
صعصعه جواب داد: بخشيدن مال به مردم و انفاق قبل از اينكه از تو سؤال كنند. «٣» معاويه از قبايل و اهل شهرها پرسيد و صعصعه درباره هر يك جواب داد تا اينكه معاويه سكوت كرد. صعصعه گفت: اى معاويه! بپرس وگرنه از آنچه پرهيز مى‌كنى تو را مطلع مى‌كنم. معاريه گفت آن چيست؟
صعصعه پاسخ داد: اهل شام مطيعترين مردم در برابر مخلوق و نافرمانترين آنها در مقابل خالقند. بندگان گناهكار و جانشين اشرار كه هلاكت و عذاب الهى در انتظار آنهاست.