سرداران صدر اسلام(ج7) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧
مهربان و بسيار متواضع و فرماندهى نرمخو بود. در عين حال هيبتى داشت كه از او مىترسيدم مانند اسير بستهاى كه شمشير برهنه بالاى سر اوست. «١» صعصعه در زمان معاويه الف. بغض معاويه نسبت به صعصعه:
به علت اينكه صعصعه از اصحاب مخلص اميرمؤمنان، على عليه السلام بود، بعد از شهادت آن حضرت پيوسته در معرض سرزنش دشمنان على (ع) قرار داشت، امّا با اين همه، او از فروتنى در مقابل كسانى كه خدا آنها را ذليل و خوار كرده بود، خود دارى مىكرد و مانند كوهى استوار در مقابل آنان مىايستاد و به اين جهت مورد خشم معاويه بود. براى روشن شدن مطلب به گفتار عفيربن سيف استناد مىكنيم كه گفت:
اى معاويه مىبينم برخورد تو با صعصعه طورى است كه جرم او را سنگينتر از اين شخص (مراد وليدبن جابر است كه معاويه او را تهديد به قتل كرده بود) مىبينى. «٢» نمايندگان عراق نزد معاويه آمدند. رئيس اهل كوفه عدىبن حاتم و رئيس اهل بصره احنفبن قيس و صعصعهبن صوحان بودند، در اين حال، عمروعاص به معاويه گفت: اينها مردان دنياپرست و شيعه على (ع) هستند كه در جمل و صفين در كنار او جنگيدند. از اينها بر حذر باش! بعد از اين معاويه با هر كدام جداگانه بطور مخفى ملاقات كرد. «٣» ب. شجاعت صعصعه در برخورد با معاويه:
روزى در مسجد جامع در حالى كه فرستادگان از دانشمندان و سخنوران قريش و